تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
سويلم را بر سر كسانى كه در آن قرار دارند آتش بزنند . طلحه ، اين مأموريت را انجام داد و در پى آن ضحّاك بن خليفه خود را از پشت بام خانه به بيرون انداخت و پايش شكست . ديگر دوستان او نيز در پى او از آنجا گريختند و خود را نجات دادند » « 9 » بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه چشمان مراقب رسول خدا ( ص ) پيوسته منافقانى را كه عزم مردم را سست مىكردند و حتّى كارشان تا آن حد پيش رفته كه حاضر به توطئه و همدستى با يهوديان شده بودند زير نظر داشت و بدين سان خداوند مكر و كيد منافقان را در نطفه خفه كرد » . به عبارتى ديگر پيامبر ( ص ) پيوسته در مقابل منافقانى كه عزم و ارادهء ديگران را سست مىكردند هشيار و مراقب بود و اين نكته در اين غزوه اهمّيّتى بسزا داشت ، آن غزوه ، كارزار عزم و اراده ، قدرت روحيّه و نبرد پايدارى و صبر و بردبارى بود . رسول خدا ( ص ) در اين شرايط سخت و دشوار اراده و عزم اصحاب خود را بر مىانگيخت و در اين راه تنها به اين كه آنان را به روانه شدن براى جهاد تشويق كند بسنده نمىكرد و بلكه آنان را بدين ترغيب مىكرد كه به يارى يكديگر بپردازند و براى اين غزوه سرمايه گذارى كنند و كارى نكنند كه خود را با دست خويش به هلاكت اندازند ، زيرا اين غزوه به زاد و توشه‌اى فراوان نياز داشت و مسافتى كه در پيش داشتند زياد بود و به گونه‌اى كه قبلا گفتيم آن حضرت نمىتوانست از اين غزوه دست بردارد ، زيرا هنگامى كه وى اطّلاع يافت كه روميان به منظور برانداختن سامان اين دين و براى به ذلّت كشاندن عرب و نابود كردن آن نقطه‌اى كه رمز عزّت و سربلندى آنان است به گردآورى سپاه مشغولند ، ديگر نمىتوانست در انتظار بنشيند ، بلكه بناچار مىبايستى به نبرد عليه آنان بشتابد و در اين راه منتظر فرصتى مناسب نباشد . به همين دليل رسول خدا ( ص ) قصد داشت با بزرگترين سپاهى كه
هامش
( 9 ) - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 3 - 4 . - م .