تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مورد سرقت قرار گيرد » . عدّى مىگويد : در اين هنگام گفتم : پس آن زمان دزدهاى طىّ كجايند ؟ ما اين ماجرا را به صورت كامل آورديم تا در آن رفق و مدارا و نحوهء نزديك كردن دلها از طريق رفتار خوب و نيز مهربانى و تشويق و برانگيختن مردم به اخلاق شايسته را در برخورد رسول خدا ( ص ) مشاهده كنيم و از شاهكارهاى صاحبان فضيلت سخنى به ميان آوريم تا آنجا كه مردى كه قبل از ورود به مجلس رسول خدا ( ص ) همانند بسيارى از ديگران او را خوش نداشت هنگامى از مجلس او بيرون رفت كه بيش از هر كسى به او دل بسته بود . اين روايت همچنين يك مجلس از مجالس نبوّت را به تصوير مىكشد ، مجلسى كه در آن بىمهرترين و جفاكارترين مردم و دورترين انسان - چنانچه خداوند براى او ضلالت و گمراهى را تقدير نكرده باشد - هدايت مىيابد و از وادى گمراهى و سركشى بيرون آورده مىشود و خدا و رسول او را بر مردمان منّت و فضل است .