تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
از قناعت به آنچه در دست داشت بهره‌مند بود و آزمندى و طمع در او نبود و به اندكى سير مىشد . پيامبر ( ص ) هنگام ترك او در مكّه براى او به ازاى هر روز يك درهم حقوق تعيين فرمود و او نيز بىآن كه خواهان افزايش آن شود به همين مقدار بسنده كرد و در دعوت مردم به قناعت نيز مىگفت : « اى مردم ، آيا خداوند شكم كسى را كه به يك درهم بسنده كرده گرسنه نگه داشته است ؟ رسول خدا ( ص ) براى هر روز من يك درهم روزى مشخّص كرده و بنابراين مرا نيازى نيست » . لازم به يادآورى است كه پيامبر ( ص ) هنگام بازگشت به مدينه معاذ بن جبل حافظ قرآن و راوى سنّت را در كنار عتاب بن اسيد در مكّه باقى گذاشت تا اسلام را به مردم بياموزد و آنان را در دين آگاه سازد و قرآن را به انديشه‌هاى آنان بسپارد ، زيرا آنان به چنين چيزى نياز داشتند ، چون نه مانند مردم مدينه مدت زمانى را در سايه قرآن زيسته بودند ، بلكه هر چند سخنوران و اديبان آن قوم از منزلت و جايگاه قرآن آگاهى داشتند و مىدانستند قرآن برتر است و برترى بر آن امكان ندارد ، امّا مدّتى را در مخالفت و دشمنى با آن سپرى كرده بودند و هنوز دير زمانى از جاهليّت آنان نمىگذشت . رسول خدا ( ص ) پس از انجام عمره ديگر بار به جعرانه بازگشت و در آنجا اندكى توقّف كرد ، به تقسيم غنايم پرداخت و آنگاه از آنجا به مقصد مدينه حركت كرد و شش شب مانده به پايان ماه شوّال به مدينه رسيد . در اين غزوه رسول اكرم ( ص ) طايف را به همان شرك خود واگذاشت ، هر چند آن شهر على رغم سبكسرى جاهلانه كم كم به اسلام تمايل مىيافت و در اين ميان گاه به گاه مالك بن عوف كه رسول خدا ( ص ) توانسته بود او را به خود نزديك سازد و وى اسلام آورده و به اسلام پايبندى خوبى نشان داده بود متعرّض آن ديار مىشد و آنان را از اين ناحيه تحت فشار قرار مىداد و اندك اندك ثقيف و مردم طايف نرم شدند و تا آنجا پيش رفتند كه به اعزام هيأتى به مدينه اقدام كردند .