تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
نزديك و آشنا سازم تا اسلام بياورند . امّا جعيل بن سراقه را به همان اسلامى كه داشته واگذاشته‌ام » . اين اساس و دليل عطايى بود كه به برخى روا داشته شد و كسانى نيز كه در اين ميان اعتراض داشتند تنها به جنبهء مالى قضيّه نگريسته ، به وظيفهء رسول خدا ( ص ) در گسترش دعوت و استفاده از راههاى مناسب براى نزديك كردن و آشنا ساختن دلها توجّهى نداشتند . گفتنى است كه دربارهء منافقان و اعرابى كه به اين ماجرا اعتراض داشتند اعرابى كه به تعبير قرآن « منافقتر و كافرتر و [ از هر كسى ] به اين سزاوارترند كه احكام و حدود الهى را ندانند » « 11 » - اين آيه نازل شد كه : « از آنان كسانى هستند كه در مورد صدقات [ تقسيم زكات ] زبان به اعتراض و عيبجويى از تو مىگشايند و اگر از آن زكات داده شوند خشنود مىشوند و اگر چيزى از آن به ايشان داده نشود آنان را ناخشنود مىبينى » « 12 » . كوتاه سخن در اين باره آن كه رسول خدا ( ص ) نمىتوانست در جريان تقسيم غنايم هوازن و در كار دعوت و آنچه دعوت آن را ايجاب مىكند تسليم گفته‌هاى مردمى تازه مسلمان شود ، بلكه براى او همين بس بود كه مهاجرين و انصار و پاكبازانى كه دين خود را براى خدا خالص كرده بودند با او و در كنار او باشند .

عمرهء جعرانه

675 - رسول خدا ( ص ) هنگامى كه مكّه را فتح كرد با احرام عمره وارد اين شهر نشد ، بلكه به عنوان فتح اين شهر و البتّه بىآن كه قصد جنگ داشته باشد ، به قصد پيوند و ارتباط با آن مردم و تجديد دوستى و اعلام برادرى - پس از يك دوره
هامش
( 11 ) - توبه / 97 . ( 12 ) - همان / 58 .