جدايى - به اين شهر رفت و با آنان دوستى و مهربانى ورزيد ، زيرا دوستى و مهربانى دلهاى گريزان را جذب مىكند و انديشههاى پشت كرده را به دامان خويش فرا مىخواند . البتّه هر چند رسول خدا ( ص ) پس از فتح ، طواف به جا آورد ، امّا آن طواف طواف مناسك عمره و گراميداشت كعبه نبود .
هنگامى كه فتح مكّه پايان يافت آن حضرت به كار خاندان جذيمه و خشنود كردن آن مردم و مداواى زخمهايى كه خالد بن وليد بر دل آنان نهاده بود مشغول شد و پس از آن نيز هنگامى كه هوازن در انديشهء هجومى عليه سپاه آن حضرت برآمد مقابله با آنان ضرورت يافت و آن رويارويى تلخ ولى با نتايج درخشنده [ يعنى نبرد حنين و اوطاس ] رخ داد و در پى آن نيز رسول خدا ( ص ) در تعقيب گريختگان اين خاندان و مقابله با ثقيف قصد طايف كرد [ و بدين ترتيب در تمام اين مدّت براى انجام عمره توفيق نيافت ] .
هنگامى كه پيامبر در آستانهء ماههاى حرام قرار گرفت و هنگامى كه ماه ذى القعده فرا رسيد به جعرانه باز گشت و از آنجا كه يكى از ميقاتهاى حج است احرام عمره بست و به قصد زيارت عمره وارد مكّه شد .
اين عمره در ماه ذى القعده صورت گرفت و پس از آن رسول خدا ( ص ) به سوى مدينه بازگشت و شش روز مانده به پايان اين ماه به مدينه رسيد . آن حضرت در اين سال يعنى سال هشتم هجرت نه خود حج به جاى آورد و نه كسى را براى انجام حج به نيابت گماشت ، [ بلكه به همان عمره بسنده كرد و ] البتّه آيين حج را بر همان وضعيّتى كه اعراب تا كنون به جاى مىآوردند باقى گذاشت .
ناگفته نماند كه عتاب بن اسيد كه در مكّه مانده بود حجّ مسلمانانى را كه خواستار حج بودند و در مكّه ماندند رهبرى كرد .
رسول خدا ( ص ) هنگامى كه قصد بازگشت به مدينه را داشت عتاب بن اسيد را به عنوان امير مكّه منصوب كرد . او كه - بنابر آنچه در شرح المواهب الدينيّه آمده است - در اين زمان بيست سال داشت ، از نيّتى خالصانه و از كردارى پر بركت و نيز
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: حسين صابري
ص٣٨٤