تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
خداوند آبرومند بود » « 9 » . هر چند به گمان نگارنده همهء اين افراد از كسانى كه ايمان به دلهايشان راه نيافته و از آن اعراب باديه نشينى بودند كه قرآن كريم دربارهء آنان مىفرمايد : « اعراب از همه كافرتر و منافقتر و [ از ديگران ] سزاوارترند كه حدود الهى را ندانند » « 10 » امّا مبناى سخن اين گروه يك فهم نادرست و نشأت يافته از آزمنديها و خواسته‌هاى نفس بود و آنان چنين گمان كرده بودند كه هر كس در جنگ شركت داشته داراى حقّى در غنايم است كه درست با آنچه ديگر شركت كنندگان در جنگ مىبرند برابر است . آنان اين برابرى و مساوات را عدالت پنداشته بودند و در اين پندار به خطا رفته بودند ، چه اين كه گاه مساوات و برابرى نه تنها عدالت نيست ، بلكه نوعى ظلم و ستم است مساوات ميان يك مؤمن تلاشگر مجاهد و كسى كه به تماشا و در انتظار آن نشسته است كه نتايج نبرد به سود چه كسى خواهد بود نوعى ستم است . آنان همچنين به نادرست چنين فهميده بودند كه هر كس در جنگ حضور يافته باشد داراى حقّى در غنايم است و هر كس آنان را از اين حق - به زعم خود آنان - باز دارد به آنان ستم روا داشته است . اين نيز پندارى نادرست و باطل بود كه چشمداشتها و آزمنديها آن را به وجود آورده بود ، دليل اين بطلان نيز آن است كه خداوند اوّلا خمس غنايم را در اختيار شخص رسول خدا ( ص ) گذاشته و ثانيا همهء غنايم در تصرّف اوست و او در مورد آن بر اساس عدالت و نيز رحمت و مهربانى تصميم مىگيرد و عمل مىكند . پيش از اين ديديم كه او چگونه هنگامى كه مصلحت اسلام و نظام اسلامى و رحمت را در اين ديد كه اسيران هوازن به آنان برگردانده شوند اين كار را عملى ساخت و در حالى كه آن اسيران تقسيم شده و در دست مسلمانان قرار گرفته بودند به حكمت
هامش
( 9 ) - احزاب / 69 . ( 10 ) - توبه / 97 .