آن حضرت كه مىخواست به اطّلاعاتى از وضعيّت درون دژها دست يابد به منادى خود فرمان داد تا اعلام كند هر كس از بردگانى كه در اسارت قوم خصم محاصره شده به سر مىبرد چنانچه از ميان آنان بيرون آيد و به جمع مسلمانان بپيوندد آزاد خواهد شد .
در پى آن تنى چند از بردگان از ميان محاصره شدگان فرار كردند و به موجب مفادّ آن اعلاميّهء رسول رحمت و آن آزادهء بزرگوار و نيز به موجب حكم شرع به آزادى دست يافتند و پيامبر ( ص ) نيز توانست از طريق همين افراد به اطّلاعاتى در مورد وضعيّت آن قبيله دست يابد و از اين طريق آگاه شود كه آنان اندوختهاى به آن اندازه كه براى يك سال آنان بسنده كند در دژهاى خود ذخيره كردهاند .
بدين سبب رسول خدا ( ص ) شيوهاى در پيش گرفت كه از آن طريق آنان ناگزير شوند با انتخاب خود از دژهايشان بيرون آيند . پيامبر اكرم ( ص ) در اين سياست جديد فرمان داد تا نخلهاى آنان قطع و بوتههاى تاك آنان از ريشه درآورده شود . آنان با مشاهدهء اين اقدام مسلمانان ديدند كه ثروتشان رو به نابودى است و در اين هنگام [ با خود انديشدند و ] گفتند : « اگر تاكها و نخلهاى ما قطع شود ديگر چه خواهيم داشت و چه خواهيم كرد ؟ » . در اين ميان يكى از فرستادگان ثقيف به سوى مسلمانان بانگ برآورد كه « ثروتها را از بين نبريد كه آن اموال يا از آن ما و يا از آن شماست » .
به هر حال اين اقدام عزم مردان ثقيف را سست كرد و دلهاى آنان را لرزاند ، بويژه آن كه بردگان آنها يكى پس از ديگرى ايشان را ترك مىگفتند و با پيوستن به رسول خدا ( ص ) آزادى خويش را به دست مىآوردند و آن حضرت در آن سوى جبهه هر بردهاى را كه به ميان سپاه اسلام مىآمد پس از آزادى زير نظر يكى از مسلمانان قرار مىداد تا به او رسيدگى كند و او همراه با آزادى خويش بهرهاى نيز از دنيا ببرد . امّا با اين حال ، آن مردم على رغم تزلزلى كه بر دلهاى آنها حكمفرما شده بود و على رغم آن كه مسلمانان ضرباتى را به دژهاى آنان وارد مىآوردند و حتّى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: حسين صابري
ص٣٧٢