جنگ و محاصره ادامه مىيافت ماه ذى القعده كه از ماههاى حرام است فرا مىرسيد و او كسى نبود كه در ماههاى حرام ( ذى القعده ، ذى الحجّه ، محرّم و رجب ) به جنگ و تهاجم دست بزند و اين در حالى است او در جريان محاصرهء طايفه موضع تهاجم داشت و در چنين شرايطى نمىتوانست با فرمان خداوند مخالفت كند برخاسته ، [ در ماه حرام نيز به تهاجم خود ادامه دهد ] .
بدين سان پيامبر ( ص ) آمادهء كوچ كردن از آن نقطه و ترك آن ديار شد و فرمود كه خداوند به او اجازهء [ بيشتر ماندن ] در طايف را نداده است . رسول خدا ( ص ) اين سخن را با خويلد بنت حكيم بن اميّه در ميان نهاد و او نيز آن را به عمر اطّلاع داد . پس از آن عمر نزد رسول اكرم ( ص ) آمد و گفت : « آن سخنى كه خويلد با من در ميان نهاد و مدّعى بود تو آن را گفتهاى چيست ؟ آيا اعلام بازگشت نكنم ؟ » رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « چرا ، اعلام بازگشت كن » و در پى آن عمر بازگشت سپاه را اعلام كرد .
پيامبر ( ص ) در حالى از اين سفر باز مىگشت كه نه شكست خورده و نه گريخته و نه ناتوان شده بود ، بلكه بر هر كارى توانايى داشت و تنها در اجراى حكم خداوند براى پرهيز از جنگ و تهاجم در ماه حرام و به منظور مراعات حقّ خويشاوندى و قرابت و در حالى كه آن مردم را با مدارا و بدور از هر گونه خشونت وامىگذاشت تا با انتخاب خود به اسلام درآيند از ميان آن مردم بيرون آمد تا [ در آيندهاى نه چندان دور ] هيأت هوازن و ثقيف را در مدينه و در ميان مسلمانان ملاقات كند .
پس از آن كه سپاه اسلام در پى آن فتح المبين و آن پيروزى قطعى راه باز گشت را پيش گرفت و سپاه كم كم وارد راه مىشد و ستون حركت آنان نظم مىيافت رسول خدا ( ص ) فرمود :
« توبه كنندگانيم پرستشگرانيم
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: حسين صابري
ص٣٧٥