جريان مورد بحث بكلّى از اين مقوله دور است .
غزوهء طايف
672 - رسول اكرم ( ص ) به تعقيب هوازن پرداخت و هنگامى كه گروهى از آنان به اوطاس رفتند آن حضرت جمعى را در پى آنان فرستاد و زمانى هم كه اين خاندان كه مردانى جنگاور و تيراندازانى ماهر بودند به طايف رفتند و در آن شهر كه دژهاى استوارى داشت جاى گرفتند به تعقيب آنان ادامه داد .
از ديگر سوى هنگامى كه آن مشركان از حركت آن حضرت به سمت طايف آگاهى يافتند در دژهاى خود پناه گرفتند و آن قدر توشه و تداركات و موادّ غذايى در اين دژها فراهم كردند كه در صورت طولانى شدن محاصرهء طايف حتّى تا مدّت يك سال نيز بتوانند مقاومت و پايدارى كنند و در اين مدّت متحمّل هيچ سختى و رنجى نشوند و بلكه مسلمانان را همچنان در رنج و مشكل نگه دارند و بىآن كه كشتهاى بدهند از آنان كشته بگيرند .
پس از اين ماجرا هنگامى كه پيامبر ( ص ) خود را به كنار دژهاى آنان رساند سلمان فارسى به آن حضرت پيشنهاد كرد تا با منجنيق اين دژها را هدف قرار دهد و آنها را از پايه ويران كند تا بدين ترتيب توان دفاعى و سنگرهاى مستحكم هوازن و ثقيف در هم شكسته شود .
پيامبر اكرم ( ص ) نيز در پى اين پيشنهاد تانكهايى از چوب ساخت تا بدان وسيله دژهاى دشمن را در هم بكوبد .
پيامبر ( ص ) به سوى دژهاى طايف پيش رفت و آنان از درون دژها سپاه آن حضرت را هدف تيرهاى خود قرار دادند و از هر سو باران تير مىباريد و در پى آن گروهى از مسلمانان كه بنا بر روايت شمار آنان به دوازده و يا بيش از دوازده تن مىرسيد كشته شدند و در اين هنگام بود كه رسول خدا ( ص ) موضع خود را به نقطهاى دور از تير رس آنان تغيير داد .