جز آنچه مصالح حقيقى اسلام و مسلمين است به مصرف برسانند . امّا اگر اميران و حاكمان از اين قبيل نباشند و از آن عدالت و ايمانى كه آن گروه از آن برخوردار بودند بهره نداشته باشند چنين حقّى را دارا نخواهند بود ، چرا كه اين اموال را در خدمت خواستههاى نفسانى خود و براى گرد آوردن دوستانى بر پيرامون خويش و نيز محروم كردن صاحبان اصلى حق از حق خويش به كار خواهند گرفت .
به عقيدهء نگارنده آنچه در اين ماجرا بر زبان انصار جارى شد و از ناخشنودى و عتاب آنان حكايت داشت همين نظريّهء احمد و ديگر فقهاى اهل سنّت را تأييد مىكند كه سهم مؤلّفه از مجموع غنايم و قبل از تخميس برداشته مىشود ، چرا كه در ماجراى حاضر از آنجا كه آنچه به ابو سفيان و فرزندان او داده شده از كل غنايم برداشته شده بود و به نسبت از چهار پنجم غنيمت كه سهم فاتحان بود مىكاست .
اين ناخشنودى در ميان آنان جلوه كرد و البتّه ايمان آنان اين توانايى را بديشان بخشيد كه بتوانند هدف رسول خدا ( ص ) را از اين اقدام دريابند .
احكام شرعى در غزوهء حنين : مبادلهء برده با حيوان
671 - پس از آن كه هوازن به اسلام گرويدند و رسول خدا ( ص ) فرمان آزاد كردن اسيران آنان را كه جمع زيادى بودند و شمارشان به چهار هزار تن مىرسيد صادر كرد آن حضرت خود آنچه را در دست داشت و يا در اختيار بنى عبد المطلّب بود آزاد كرد و به مؤمنان پيشنهاد كرد همين كار را انجام دهند . در اين ميان مهاجران و انصار پيشگام بدين كار راضى شدند و آن را انجام دادند . اما كسانى نيز بودند كه حاضر نشدند چنين كارى را رايگان انجام دهند و به همين سبب رسول خدا ( ص ) به اين گره اعلام كرد اسيرانى را كه در اختيار دارند آزاد كنند و در مقابل هر يك نفر شش نفر شتر از اوّلين غنايمى كه نصيب مسلمانان شود به آنان داده شود . آنان اين پيشنهاد را پذيرفتند و تنها عينية بن حصن از پذيرش آن سرباز زد و پيرزنى را كه در اسارت داشت آزاد نكرد ، هر چند او نيز پس از چندى آن زن را كه تنها اسيرى بود كه