خدايانى دارند و آن را مىپرستند براى ما نيز خدايانى قرار ده و موسى نيز در پاسخ آنان گفت شما مردمى نادان هستيد . آرى اين سنّتها [ خداوند در ميان مردم ] است كه تكرار مىشود و بر شما همان سنّتهايى خواهد گذشت كه بر پيشينيان شما گذشت » .
آرى ، در ميان آن دو هزار نفرى كه رسول خدا ( ص ) آن را به سپاه فاتح مكّه ضميمه كرده بود كسانى با چنين انديشهها و تفكّراتى وجود داشتند و آنچه مسلّم است اين كه همه يا اكثر اين دو هزار تن هنوز تازه خاطرههايى از جاهليّت داشتند و ايمان به دلهاى آنان راه نيافته بود .
شكست و پيروزى
660 - سپاه اسلام به درّهء حنين كه داراى گذرگاهها و درّههاى كوچك گوناگون بود وارد شد و مسلمانان در يكى از درّههاى تهامه به پيش رفتند و همچنان به راه خود ادامه دادند تا آن كه به درون درّه رسيدند .
از ديگر سوى سپاه مشركان قبل از مسلمانان خود را به درّهء حنين رساندند و در گذرگاهها ، تنگناها و درّههاى كوچك آن كمين كردند و آماده براى نبرد بودند و بدين ترتيب هنوز مسلمانان در تيره روشنى نزديك صبح به درون اين كمينگاه چند جانبه وارد نشده بودند كه ناگاه سپاه اسلام خود را با يورش همه جانبهء هوازن روبرو يافتند و آنان گروه گروه از هر سوى به ميان درّه سرازير شدند و به يكديگر پيوستند و بدين سان يك غافلگيرى سخت روى داد و سپاهيان به هر سوى پراكنده شدند و هيچ كس به ديگرى توجّهى نشان نمىداد .
در چنين وضعيّتى رسول خدا ( ص ) راه خود را به سمت راست آن درّه پيش گرفت و به مردم بانگ برآورد كه « اى مردم ، به سوى من آييد كه من رسول خدا محمّد بن عبد اللّه هستم » . امّا مردم همچنان به فرار خود ادامه مىدادند و بر يكديگر سبقت مىگرفتند و از روى يكديگر مىگذشتند و اين فرار كه از سوى كسانى جز مؤمنان پيشگام آغاز شده بود سازماندهى سپاه را در هم ريخت و كارها