فرمود : « اى ابو اميّه سلاحهايى را كه دارى به ما عاريه ده تا با آن فردا به نبرد دشمن خويش برويم » . صفوان پرسيد : « آيا اينها غصب مىشود يا عاريهء مضمونه است و آن را دوباره به من بر مىگردانى ؟ » آن حضرت فرمود : « اشكالى ندارد ، [ همان گونه كه تو مىگويى ] » . بدين سان صفوان يكصد زره و به اندازهء كافى سلاح در اختيار آن حضرت قرار داد .
659 - رسول خدا ( ص ) در حالى كه دوازده هزار سپاه در اختيار داشت روانهء نبرد شد . از اين دوازده هزار ده هزار نفر همان سپاهى بودند كه به منظور فتح مكّه حركت كرده بودند و البتّه همه آنها از مهاجرين و انصار نبودند . دو هزار نفر ديگر نيز از مردم مكّه بودند كه پس از فتح مكّه اسلام آورده و يا مسلمانى خود را در اين زمان آشكار كرده بودند . در ميان اين سپاهيان كسانى چون ابو سفيان و امثال او نيز به چشم مىخوردند .
پيامبر ( ص ) عتاب بن اسيد - از خاندان بنى شمس - را در مكّه به جانشينى خود گمارد و آنگاه به نبرد حنين ، هوازن يا اوطاس روانه شد .
بىترديد چنان كه گفتيم در اين سپاه دو هزار نفر تازه مسلمان حضور داشتند و آن سان كه ابن اسحاق به سند خود از حارث بن مالك روايت مىكند وى مىگويد : « ما در كنار رسول خدا ( ص ) و به سوى نبرد حنين روانه شديم در حالى كه تازه اسلام آورده بوديم » . حتّى زمانى كه سپاه پيامبر ( ص ) در راه خود از كنار درختى كه قريش و مردم مناطق آن اطراف به تقديس آن مىپرداختند و هر ساله به همين عنوان در پيشگاه آن قربانى مىكردند و « ذات انواط » نام داشت ، از منظرهء اين درخت به ترس افتادند و آن را سدرى بزرگ ديدند و در اين هنگام آن سان كه مالك بن حارث مىگويد از اطراف راه رسول خدا ( ص ) را بانگ زدند كه « براى ما نيز ذات انواطى قرار بده » تا به تقديس و پرستش آن بپردازند . امّا رسول خدا ( ص ) در پاسخ آنان فرمود : « اللّه اكبر ! به خداوند سوگند آن سخنى را بر زبان آورديد كه قوم موسى ( ع ) بر زبان راندند و به موسى گفتند همان سان كه آنان [ فرعونيان ]
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: حسين صابري
ص٣٤٤