تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
زنان و كودكان را با مردم همراه ساخته‌ام » . پرسيد : « چرا ؟ » گفت : « هدفم آن بوده تا پشت سر هر يك از سپاهيان زن و فرزند و مال و ثروت او را قرار داده باشم تا در دفاع از آنها به جنگ بپردازند » . در اين هنگام دريد او را مورد حملهء لفظى سختى قرار داد و او را از خود راند و وى را با كلمهء « چوپان » مخاطب ساخت و بدين وسيله به او گفت كه تو مرد جنگ نيستى . آنگاه اظهار داشت : « آيا چيزى مىتواند يك فرارى شكست خورده را به صحنهء نبرد باز گرداند ؟ اى مالك بدان كه اگر نبرد به سود تو تمام شود در اين راه تنها شمشير و مردان جنگى تو را سودمند افتاده است و اگر به زيان تو تمام شود در اين صورت با از دست دادن زنان و فرزندان و اموال و دارايى افراد سپاه خود به رسوايى افتاده‌اى » . امّا على رغم آن كه هوازن اين عقيدهء دريد را پسنديدند ، ولى مالك بدان گوش فرا نداد . در اين ميان زمزمه‌هايى دربارهء اين نقشهء هوازن به گوش رسول خدا ( ص ) رسيد و آن حضرت كسى را روانه ساخت تا وضعيّت آنان را بررسى و به آن حضرت عرض كند . رسول خدا ( ص ) به او فرمود تا به ميان آن مردم درآيد و از اخبار و احوال آنان مطّلع شود و اين اخبار را براى آن حضرت بياورد . آن فرستاده روانه شد و در ميان آن مردم لختى اقامت كرد و پس از اطّلاع كامل از اين كه آنان انديشهء جنگ عليه رسول خدا ( ص ) را دارند و بدين منظور گرد هم آمده‌اند و پس از آن كه از نيّات مالك بن عوف و هوازن آگاهى كامل يافت ، بازگشت و اطّلاعات خود را به عرض رسول اكرم ( ص ) رساند . بدين ترتيب پيامبر ( ص ) - آن مدافع حق - به آماده شدن براى رويارويى با آنان پرداخت . در اين ميان به عرض آن حضرت رسيد كه صفوان بن اميّه قدرى سلاح و زره در اختيار دارد . رسول اكرم ( ص ) در اين هنگام در پى او فرستاد و او كه هنوز مشرك و شايد در حال گذراندن همان مهلتى بود كه براى انتخاب اسلام يا باقى ماندن بر شرك خود از آن حضرت گرفته بود به حضور رسيد و پيامبر ( ص ) به او
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 343 | حسين صابري / محمد أبو زهرة