اينك به پيروزيى كه مسلمانان پس از آن شكست اوّليّه به دست آوردند مىپردازيم و يادآور مىشويم كه آن شكست دل هيچ مؤمنى را نلرزاند و در رسول خدا ( ص ) و در عزم و ارادهء او هيچ تأثيرى نگذاشت ، بلكه قدرت و حماسهء بيشترى از خود نشان داد و فرمود : « اينك شعلههاى جنگ بر افروخته شده است » . او همچنين به فراخوانى مردم به صحنهء نبرد پرداخت تا جاى او را بيابند و فرياد مىزد كه « مردم كجا مىرويد ؟ » وى سپس به عبّاس كه صداى بلندى داشت فرمود : « اى عبّاس فرياد برآور كه : اى اصحاب بيعت رضوان ، اى ياران خدا و اى ياران رسول و اى جماعت خزرج » .
انصار و مهاجرين اين فرياد را به نداى لبّيك لبّيك پاسخ گفتند و بدان سوى شتافتند تا آنجا كه گاه كسى به سراغ شتر خود مىرفت تا آن را برگرداند و چون بدين كار توفيق نمىيافت زره خود را بر روى گردن شتر مىانداخت و سپر و شمشير خويش را بر مىداشت و آهنگ جايى كه آن صدا از آن مىآمد مىكرد . اين پاسخ ادامه داشت تا زمانى كه حدود صد نفر از اصحاب رسول خدا ( ص ) پيرامون او گرد آمدند ، صد نفرى كه همه از باقيماندگان بدر بودند و اين در حالى است كه آن سان كه على ( ع ) مىفرمايد : « باقيماندگان شمشير استوارتر و پر فرزندترند » .
در اين حماسهء مقاومت ، رسول خدا ( ص ) بر يابوى خود كه عبّاس زمام آن را به دست داشت سوار بود و در حالى كه آن گروه مؤمن پيرامون او جمع شده بودند چنين رجز مىخواند كه :
« من پيامبرم و نه دروغگو و من فرزند عبد المطّلبم » .
آنگاه ادامه داد كه « پروردگارا يارى خود را بر ما فرو فرست » .
پس از آن در حالى كه رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « اكنون شعلههاى نبرد بر افروخته است » گروههاى مسلمانان يكى پس از ديگرى پيرامون آن حضرت گرد آمدند و پس از آن كه شكست اوّليّهء پاك و ناپاك را از يكديگر جدا ساخته بود دوباره
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: حسين صابري
ص٣٤٨