تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
نهى كرد و فرمان داد هر كس خانه‌اش در دارد ، آن را نبندد تا براى مجاوران و زائران اين شهر امكان استفاده از اين خانه‌ها به سهولت فراهم گردد . پنج : عمر بن عبد العزيز در حالى كه تابعين شاهد كار او بودند فرمان داد كه « نبايد در مكّه خانه‌اى به اجاره داده شود » . ب : اين كه تملّك اراضى مكّه جايز و ممكن است . ادلّهء چنين ادّعايى نيز از اين قرار مىباشند : يك : خداوند در آيات قرآن كريم خانه‌هاى مكّه را به صاحبان آن اضافه كرده و اضافه‌اى كه در اينجا آمده اضافهء ملكيّت است از آن جمله مىفرمايد : « براى فقرا و مهاجرانى كه از خانه‌هاى خود و از كنار ثروت و دارايى خويش رانده شدند » « 29 » ، « و كسانى كه هجرت كردند و از خانه‌هايشان رانده شدند » « 30 » و « خداوند شما را از آن كسانى باز مىدارد كه با شما جنگيدند و شما را از خانه‌هاى خود بيرون راندند » « 31 » . در همهء اين نصوص خانه‌هاى مكّه - به نحو اضافه اختصاصى يا ملكيّت - به مهاجران اضافه شده است . دو : وقتى در مكّه يكى از مردم از رسول خدا ( ص ) پرسيد كه « فردا در كجا اقامت مىگزينى آيا در خانه‌ات ؟ » آن حضرت در پاسخ فرمود : « آيا عقيل براى ما خانه‌اى - و در روايت ديگرى مستغلاتى - باقى گذاشته است ؟ » در اين روايت مشاهده مىكنيم كه رسول خدا ( ص ) نفرمود « ما را در مكّه خانه‌اى نيست » ، بلكه فرمود « آيا عقيل خانه‌اى از خانه‌هايى كه داشته‌ايم براى ما باقى گذاشته است ؟ » گفتنى است كه پس از وفات ابو طالب از آنجا كه على ( ع ) فرزند او مسلمان
هامش
( 29 ) - حشر / 8 . ( 30 ) - آل عمران / 195 . ( 31 ) - ممتحنه / 9 .