بود و مسلمان از غير مسلمان ارث نمىبرد « 32 » ، او از ابو طالب ارث نبرد و همه ثروت ابو طالب عموى رسول خدا ( ص ) در اختيار عقيل و ديگر وارثانى كه بر شرك باقى مانده بودند قرار گرفت . بنابراين در اين روايت تلويحا رسول اكرم ( ص ) از اين سخن گفت كه عقيل خانه يا خانهها را در اختيار خود گرفته است . با توجّه به آن كه آن حضرت خانه يا خانهها را از اختيار او خارج نساخت اين مسأله خود حكايت از آن دارد كه تملّك اراضى و خانههاى مكّه از طريق وراثت صحيح است چه اين كه رسول خدا ( ص ) در اين باره سكوت فرمود و اين كار را تأييد كرد .
سه : گذشته از اين در تاريخ مشاهده مىكنيم كه خانههاى مكّه به صاحبان آن نسبت داده مىشد و مثلا خانهء ام هانى يا خانهء خديجه و از اين قبيل گفته مىشده و علاوه بر اين اين خانهها همانند اموال منقول به ارث مىرسيد .
همچنين در تاريخ آمده است كه صفوان بن اميّه خانهاى را به عمر بن خطّاب به عنوان امير المؤمنين - فروخت و عمر آن را به صورت زندانى در آورد تا با زندانى كردن برخى از گناهكاران مردم را از شرّ آنان در امان بدارد .
بدين ترتيب شاهديم كه در گذشته خريد و فروش و وراثت در مورد اين خانهها جريان داشته است .
گفتنى است كه در اين ميان ابن قيّم جوزى و برخى ديگر ميان ادّلهء اين دو گروه چنين توفيق برقرار كردهاند كه موضوع ادلّهاى كه خريد و فروش ، اجاره و وراثت را تجويز مىكند خود بناء است ولى در مورد زمين مكّه خريد و فروش وراثت امكان ندارد .
بدين سان حكم مقرّر شرع در مورد زمينهاى مكّه آن خواهد شد كه زمينهاى مكّه وقف بر مصالح عمومى مسلمانان است و تنها ابنيهء ساخته شده بر روى اين زمينها از آن صاحبان آنها است و به وسيله ارث منتقل مىشود . البتّه خداوند خود
هامش
( 32 ) - البتّه ما پيش از اين گفتيم و ادلّهاى نيز براى روشنتر كردن اين حقيقت روشن آورديم كه ابو طالب يك مسلمان بود . - م .