بيهقى نيز به سند خود از عايشه روايت كرده است كه هند دختر عتبه به پيامبر ( ص ) گفت : « اى رسول خدا ( ص ) در گذشته در روى زمين هيچ خانواده يا خانوادههايى نبودند كه براى آنان بيش از خانواده يا خانوادههاى تو ذلّت و خوارى را دوست داشته باشند و اكنون هيچ خانواده يا خانوادههايى در روى اين زمين وجود ندارند كه براى آنان بيش از خانواده يا خانوادههاى تو عزّت و سربلندى را دوست داشته باشم . سوگند به آن كه جانم در دست اوست ابو سفيان مردى خسيس است پس آيا براى من اشكال دارد كه از ثروت او خود و فرزندانم را غذا دهم ؟ » رسول خدا ( ص ) نيز در پاسخ او فرمود : « به قدر متعارف » .
اين حديث هر چند با عبارات گوناگونى رسيده امّا از اين نكات حكايت دارد :
الف : نفقهء زن بر مرد واجب است خواه آن كه زن ثروتمند و خواه نيازمند باشد و خواه قادر به كسب و كار و خواه از آن ناتوان باشد ، چه اين كه اين نفقه در حكم پاداشى است در مقابل اداى حقوق شوهر از ناحيهء او و ادارهء امور زندگى مرد و فرزندان او كه زن بدان مىپردازد و اين كار اساس يك تقسيم كار عادلانه را در نظام زندگى زناشويى تشكيل مىدهد و بر اين مبنا زن به ادارهء داخل خانه مىپردازد و مرد براى تأمين روزى و رفع نيازمنديهاى خانه به كار و تلاش دست مىزند .
در تأكيد بر همين حكم وجوب نفقهء زن بر مرد است كه رسول خدا ( ص ) در جريان حجّة الوداع فرمود : « براى زنان بر عهدهء شما مردان است كه به قدر متعارف آنان را غذا دهيد و بپوشانيد » .
ب : بر مرد لازم است اين امكان را به زن بدهد كه از مال و ثروت او خود و فرزندانش را سير كند و بپوشاند و زن مىبايد كه اين كار را با امانت انجام دهد و خيانت نورزد .
ج : نفقهء زن بر مرد و فرزند بر پدر با تحقّق شرايط واجب مىشود بىآن كه نيازى به يك حكم قضايى يا فرمانى از ناحيهء ولىّ امر باشد ، بلكه اين وجوب ناشى از حكم شرع و به مقتضاى احكام شرعى است و نه به موجب رضايت طرفين يا
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: حسين صابري
ص٣٢٩