تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
منعى وجود ندارد كه هر چند پيش از اين به تفصيل در اين موضوع سخن گفته و اقوال علما را آورده‌ايم در اينجا به برخى از گفته‌ها اشاره‌اى كوتاه داشته باشيم . از جمله ابن كثير در البداية و النهاية مىگويد : « هر كس نهى از اين را در جريان خيبر ثابت مىداند مىگويد اين امر دو بار مباح و دو بار حرام شده است كه شافعى و برخى ديگر به اين نظر تصريح دارند . همچنين گفته شده متعه بيش از دو بار مباح و مجدّدا تحريم شده است . نيز گفته شده اين پديده تنها يك بار تحريم گرديده كه آن هم جريان غزوهء فتح صورت پذيرفته است . علاوه بر اين گفته شده است كه متعه تنها براى رفع ضرورت مباح اعلام شده و بر اين اساس هر جا ضرورتى وجود داشته باشد متعه حلال مىباشد كه همين قول نيز از احمد بن حنبل روايت شده است . بالاخره اين كه گفته شده است در حيات رسول اكرم ( ص ) متعه هرگز نهى نشده و بلكه مطلقا مباح مىباشد . اين نظر به روايت مشهور از ابن عباس ، اصحاب او و گروهى از صحابه رسيده است » « 23 » .

بيعت بر اسلام

652 - گفتيم كه فتح مكّه يك رويارويى ميان دو سپاه به منظور نبرد نبود ، بلكه يك ديدار محبّت و دوستى بود و در كنار آن دعوت مردم به اسلام نيز صورت گرفت و آن هنگام كه يارى و پيروزى از جانب خداى عزيز و حكيم رسيده بود مردمان گروه گروه به دين خدا در آمدند . بيهقى روايت كرده است كه پس از فتح مكّه مردم اعم از مردان بزرگ كهنسال و كودكان خردسالى كه به سن ادراك و تميز رسيده بودند با رسول خدا ( ص ) به عنوان اسلام بيعت مىكردند . مفادّ اين بيعت فرمانبرى از اسلام و گواهى دادن به اين بود كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد ( ص ) رسول خداست ، آن سان كه بيعت آن حضرت با زنان نيز از اين پيش بر همين مبنا و نيز بر اين بود كه عهد مىسپردند
هامش
( 23 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 318 . - م .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 326 | حسين صابري / محمد أبو زهرة