هيچ يك از محرّمات را دامن نزنند .
ابن جرير طبرى در تاريخ الامم و الملوك مىگويد :
« مردم در مكّه براى بيعت با رسول خدا ( ص ) گرد آمدند . پس آن حضرت در حالى كه عمر بن خطاب پايينتر از آن محل نشسته بود بر كوه صفا نشست و از مردم بر فرمانبرى و اطاعت از خدا و رسول او در حدّ توان خويش بيعت گرفت و پس از بيعت گرفتن از مردان به بيعت با زنان پرداخت .
در اين ميان هند دختر عتبه نيز به صورت ناشناس و نقاب زده در بين ديگر زنان براى بيعت حضور يافته بود و علّت انتخاب اين شيوه نيز آن بود كه وى از عمل خود با حمزه نگران و از اين بيم داشت كه رسول خدا ( ص ) او را در مقابل آن كار مورد مؤاخذه قرار دهد . و شايد نيز به سبب آنچه با عموى رسول اكرم ( ص ) كرده بود از آن حضرت شرم داشت .
هنگامى كه زنان به رسول خدا ( ص ) نزديك شدند تا با آن حضرت بيعت كنند فرمود : « با من بر اين بيعت كنيد كه براى خداوند هيچ شريكى قرار ندهيد » .
در اين هنگام هند كه آنجا بود گفت : « به خداوند سوگند تعهدّاتى از ما مىگيرى كه از مردان نگرفتهاى » فرمود : « نيز اين كه سرقت و دزدى نكنيد » و هند گفت : « به خداوند سوگند من گاه و بيگاه از اموال ابو سفيان بر مىداشتم و نمىدانم كه آيا آنها بر ما حلال بوده يا حلال نبوده است » . در اين هنگام ابو سفيان كه آنجا بود و گفتههاى هند را مىشنيد گفت : « امّا نسبت به آنچه در گذشته از اموال من برداشتهاى تو را حلال مىكنم » . همچنين رسول خدا ( ص ) كه در اين زمان هند را شناخت به او فرمود : « تو همان هند دختر عتبهاى ؟ » او گفت : « آرى » . پس فرمود : « از گذشتهء خود توبه كن كه خداوند از تو درگذرد » .
رسول خدا ( ص ) در ادامهء ذكر مواد بيعت زنان فرمود : « و اين كه زنا نكنيد » . باز هم هند گفت : « اى رسول خدا ، آيا زن حرّ نيز زنا مىكند ؟ »
پس رسول اكرم ( ص ) فرمود : « و نيز اين كه هيچ زنى فرزندان خود را نكشد » و دوباره هند گفت : « ما آنان را در دوران كوچكى بزرگ كردهايم تا آن كه تو و اصحاب تو آنان را در حالى كه بزرگ شده بودند در بدر كشتند » . در اين هنگام
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: حسين صابري
ص٣٢٧