تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
در خانه و در ميان كسان خود بوده و شايد نيز همان خانه‌اى را كه قبل از هجرت در آن سكونت داشته يافته است و به همين سبب خود را مسافر ندانسته و به همين دليل اجازه‌اى كه براى مسافر در مورد شكسته برگزار كردن نماز خود وجود دارد براى او وجود نداشته و علاوه بر اين [ به نظر نگارنده ] شكسته خواندن نماز در سفر امرى مجاز است و نه امرى الزامى . به هر حال پيامبر پس از اين گفتهء خود كه « خانه‌اى در اين شهر براى ما باقى گذاشته نشده تا ما را بدان وابسته بدارد » فرمود : « ميان مسلمان و كافر ارث وجود ندارد » . بر اين اساس و نيز از آنجا كه مىفرمايد : « هيچ گونه رابطهء ارث ميان پيروان دو دين وجود ندارد شرعا ارث بردن كافر از مسلمان و مسلمان از كافر ممنوع است و فقها بر اين اتّفاق نظر دارند ، البتّه به استثناى فقهاى شيعه كه ارث بردن كافر از مسلمان را منع كرده و ارث بردن مسلمان از كافر را جايز دانسته‌اند . معاويّه نيز - يعنى همان كسى كه به نام خلافت و به نام امير شدن بر مؤمنان - ادارهء امور مسلمانان را در اختيار خود گرفت - به همين ترتيب عمل مىكرد و به همين سبب نيز شريح قاضى در همهء احكامى كه صادر مىكرد چنين مىگفت كه « اين داورى خداوند و رسول اوست » و تنها هنگامى كه در مورد ارث بردن مسلمان از كافر حكمى صادر مىنمود در مورد آن چنين مىگفت كه « اين داورى امير مؤمنان معاويّه است » . به عقيدهء نگارنده حق همان چيزى است كه فقهاى عامه مقرّر داشته‌اند ، چرا كه اوّلا اين صريح فرموده رسول خدا ( ص ) ست ، ثانيا ميراث از يارى و همكارى متقابل و ارث و مورّث در طول حيات ناشى مىگردد در حالى كه وقتى يكى از آن دو كافر و ديگرى مسلمان باشد تحقّق چنين چيزى ممكن نخواهد شد ، ثالثا رابطهء ارث بردن متقابل نوعى ولاء را در بر دارد در حالى كه ميان مسلمان و كافر چنين ولا و دوستى وجود ندارد و رابعا وارث ادامه و استمرار شخصيّت [ حقوقى ] مورث