آن در گذرند . اگر مقتول از خاندانى باشد كه دشمن شمايند ولى خود او مؤمن باشد در اين صورت آزاد كردن يك برده كافى است و اگر نيز او از كسانى باشد كه ميان شما و آنان پيمان [ صلح ] وجود دارد در اين صورت لازم است ديهاى به كسان او پرداخت شود . و يك بنده آزاد گردد و هر كس بندهاى براى آزاد كردن نيابد دو ماه پى در پى به عنوان توبه به درگاه خداوند روزه بگيرد و خداوند آگاه و حكيم است .
و هر كس مؤمنى را عمدا بكشد سزاى او جهنّم بوده و در آن جاودان خواهد بود و خداوند نيز بر او خشم دارد ، او را مورد لعن قرار مىدهد و براى او عذابى بزرگ آماده ساخته است » « 20 » .
از اين آيات چند نكته استفاده مىشود :
الف : ديهاى كه به خانوادهء مقتول پرداخت مىشود تنها به مسلمانان و يا كسانى اختصاص دارد كه ميان آنان و مسلمانان پيمان صلح وجود داشته باشد و بنابراين به خانوادهء مقتول غير عمدى كه از دشمن است ديه پرداخت نمىشود ، چرا كه آنان بدان وسيله قدرت بيشترى مىيابند و در جنگ عليه مسلمانان از اين توان تازه و از اين ثروت استفاده مىكنند .
ب : در مورد قتل عمدى كفّارهاى نسبت به عقوبت اخروى آن اعلام نشده .
ج : آزاد كردن يك برده يا جايگزين آن يعنى روزه شصت روز يك كفّارهء ضرورى است كه به منظور پاك شدن گناه قتل خطا پرداخت مىگردد ، چرا كه قتل غير عمد هر چه باشد - نوعى گناه را در بر دارد و قاتل ، هر چند به خطاكارى از او سر زده ، امّا يك نفر از مسلمانان را از آنان گرفته است و به همين سبب بر او لازم است در مقابل اين عمل فردى را احيا كند و به جامعهء مسلمين باز گرداند كه اين كار با آزاد كردن يك برده مىتواند صورت يابد ، چه اعطاى آزادى به كسى كه فاقد آن است خود نوعى زنده كردن شمرده مىشود .
هدف از پرداختن به اين آيات و احكامى كه در آنها آمده اين است كه روشن
هامش
( 20 ) - نساء / 92 - 93 .