صورت بگيرد . علاوه بر اين لقطهاى كه در اين منطقه يافت مىشود مگر پس از اجراى « تعريف » يا اعلام يافتن چنين چيزى با تفاصيل اين حكم نمىتواند تصرّف شود و راه حلال شدن آن نيز اين است كه پس از تعريف صدقه داده شود و اگر يابنده خود مستحق صدقه باشد آن را به همين عنوان در اختيار گيرد .
همچنين از ادامهء اين روايت بر مىآيد كه آن حضرت در ابتدا چيزى را كه براى افراد مقيم در مكّه استفاده از آن ضرورى است و يكى از نيازهاى زندگى آنان شمرده مىشود مورد تحريم قرار داد و چون عبّاس به آن حضرت توجّه داد كه اذخر در خانههاى مردم مورد مصرف قرار مىگيرد و مورد نياز است و نيز در دفن مردگان بدان احتياج دارند ، آن رسول ( ص ) در انديشه فرو رفت و پس از لحظاتى با استثناى اذخر از گياهانى كه قطع آن در حرم ممنوع است موافقت فرمود و شايد نيز در اين باره بر او وحى نازل شد چه او نمىتوانست از گفتهء عبّاس پيروى كند ، بلكه فرمودههاى او به پيروى از فرمان و وحى خداوند بود .
به هر حال ، در اين ماجرا عبّاس با درك اسلامى خود دريافت كه رسول خدا ( ص ) چيزهايى را كه بىنيازى از آن ممكن نيست حلال و مباح مىداند و على رغم آن اذخر را كه مورد نياز مردم است حرام اعلام كرده است . عبّاس به همين سبب آن سخن را بر زبان آورد و رسول خدا ( ص ) را تذكّر داد و پس از آن در همين مورد بر آن حضرت وحى نازل شد و بدين ترتيب در اين مورد وحى با نظرى كه عبّاس ابراز داشته بود موافقت داشت ، آن سان كه در مواردى ادّعا شده كه وحيى موافق با نظر عمر نازل شده است « 18 » .
646 - اينك با توجّه به اين كه رسول خدا ( ص ) كشتن را در مكّه حرام كرده جاى اين پرسش است كه آيا كشتن انسانى به منظور قصاص يا اقامه حد و از اين قبيل
هامش
( 18 ) - البتّه نبايد اين حقيقت را از نظر دور داشت كه وحى الهى آيينهاى از خواست او و حاكى از اصول و احكامى است كه از جانب پروردگار - آن هم به سبب مصلحتى كه چه بسا بر ما پوشيده است - تشريع شده ، نه آن كه وحى پيرو خواسته اين و آن باشد . - م .