تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
بود مورد ستم قرار مىگرفت . امّا او حتى در چنان وضعيّتى تنها با اميد به خداوند ، خوشبين به آينده و پشت كرده به هر آنچه در دست مردم است خبر از آن مىداد كه زمانى كليد كعبه در دست من قرار خواهد گرفت تا آن را به هر كس كه مىخواهم بسپارم . ولى آن مرد همچنان به آزار زبانى آن حضرت ادامه داد و گفت : « در چنان روزى قريش نابود شده و به ذلّت كشانده خواهد شد . امّا پيامبر ( ص ) در پاسخ او فرمود : « بلكه در آن روز قريش حيات مىيابد و به عزّت خواهد رسيد » . عثمان خود دربارهء اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) مىگويد : « اين سخن مرا تحت تأثير قرار داد » يعنى آن كه او در زمانى كه آنان در غفلت جاهليّت به سر مىبردند صدق اين سخن را احتمال مىداد و اين گمان و ترس در عثمان به وجود آمده بود كه آنچه رسول خدا ( ص ) فرموده است تحقّق خواهد پذيرفت . در واقع نيز چنين شد و آنچه رسول اكرم ( ص ) فرموده بود به واقعيّت پيوست و كليد كعبه در دست او قرار گرفت تا آن را به هر كه مىخواهد بسپارد . امّا او چنين خواست كه آن كليد را براى بار ديگر به عثمان يعنى به همان شخصى بسپارد كه پيش از اين با او درشتى كرده و او را ناسزا گفته است . عثمان در ادامهء اظهارات خود چنين مىگويد : پيامبر ( ص ) به من فرمود : « اى عثمان كليد را برايم بياور » . و من كليد را خدمت آن حضرت آوردم و در اختيار او قرار دادم . او آن را از من گرفت و ديگر بار به من سپرد و فرمود : « اى عثمان براى هميشه اين كليد را شما خاندان در اختيار گيريد كه هيچ كس جز ستمگر آن را از شما نخواهد ستاند و خداوند شما را امين خانهء خود قرار داده است . پس آنچه را از ناحيهء توليت اين خانه از راههاى حلال به شما مىرسد بخوريد » . عثمان مىگويد : چون پشت كردم براى بار ديگر مرا خواند و من باز گشتم . آنگاه فرمود : « آيا همان نشد كه پيش از اين با تو گفته بودم ؟ » من نيز آن سخن او را قبل از هجرت كه فرموده بود اين كليد را در دست من خواهى يافت و من آن را به هر كه بخواهم خواهم سپرد به ياد آوردم و گفتم : « آرى ، گواهى مىدهم كه تو رسول