از آن كه اسلام بياورد - عبد العزيز بن اخطل ، حارث بن نفيل بن وهب ، مقبس بن صبابه ، هبار بن اسود ، دو كنيز از كنيزان ابن اخطل كه براى خشنودى او به هجو رسول خدا ( ص ) ترانه مىخواندند و بالاخره ساره كنيز يكى از افراد بنى عبد المطلب .
اين گروه عليه اسلام دست به مكر و حيلههاى فراوان زدند و حتّى يكى از آنان علاوه بر ارتداد ، مسلمانى را با آن كه ديهء قتل برادر خويش را قبلا از او گرفته عمدا به قتل رسانده بود . اكنون به بررسى وضعيّت اين افراد و علّت مباح شمرده شدن قتل آنان از سوى رسول خدا ( ص ) مىپردازيم :
الف : عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح : او از كسانى است كه در آغاز اسلام آورده بود وحى را مىنوشت . وى پس از چندى مرتد و علاوه بر آن مدّعى دروغى بزرگ شد و چنين ادّعا كرد كه در آنچه رسول خدا ( ص ) از وحى خداوند بر او تقرير مىكرده تغييراتى وارد مىآورده و به عنوان مثال آن حضرت عبارت « عزيز حكيم » را به او تقرير مىكرده و او « غفور رحيم » مىنوشته است .
بنابراين مباح اعلام كردن خون او به منظور صيانت از اسلام در مقابل مرتدّين بود . او كه برادر رضاعى عثمان بود و علاوه بر اين با او خويشاوندى نسبى نيز داشت پس از اباحهء خونش از سوى پيامبر ( ص ) به عثمان پناه برد و عثمان نيز او را به حضور رسول خدا ( ص ) آورد و از آن حضرت براى او امان خواست . آن حضرت نيز مدّتى در پاسخ او سكوت گزيد شايد كسى از حاضران برخيزد و او را بكشد . وى آنگاه پس از سكوت طولانى خود در پاسخ عثمان جواب مثبت داد و بدين ترتيب او توانست براى ابن ابى سرح امان بگيرد .
پس از آن كه عثمان او را از حضور پيامبر ( ص ) برد آن حضرت به حاضران فرمود : « آيا آن هنگام كه ديديد من سكوت كردم مردى رشيد در ميان شما نبود كه او را به قتل برساند ؟ » حاضران گفتند : « اى رسول خدا چرا در اين باره اشارهاى نكردى ؟ » و آن حضرت فرمود : « پيامبر كسى را با اشاره نمىكشد » يا در روايت
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: حسين صابري
ص٢٩٧