ديگرى است كه فرمود : « براى هيچ پيامبرى روا نيست كه چشمك بزند » .
ابن ابى سرح در دوران خلافت عثمان از نزديكان او بود و عثمان او را پس از عزل عمرو عاص حكمران مصر كرد . او يكى از كسانى بود كه مخالفان عثمان نزديكى او به دستگاه خلافت و حكمرانى او بر مصر را يكى از اعتراضات خود عليه عثمان قرار داده بودند و مىگفتند چرا خليفه چنين مردى را كه درستكار و عادل نبوده به حكمرانى برگزيده است . شايد نيز همين مسأله يكى از قويترين و عمدهترين اعتراضات اين گروه از مسلمانان بود .
ب : عبد اللّه بن اخطل : وى از كسانى است كه اسلام آورد و رسول خدا ( ص ) او را به جمع آورى زكات مأمور كرد و او نيز بردهء يكى از انصار را كه به فرمان رسول اكرم ( ص ) و به همراه سرور خود با او همراه شده بود به قتل رساند و پس از آن نيز مرتد شد و به شرك بازگشت . او همچنين دو كنيز آوازه خوان داشت كه به هجو رسول خدا ( ص ) ترانه مىخواندند و به همين دليل رسول اكرم ( ص ) خون او و خون آن دو كنيز را - هر چند به پردههاى كعبه آويخته باشند - مباح اعلام فرمود و در پى آن يكى از آن دو كنيز كشته و براى ديگرى امان گرفته شد .
ج : حويرث بن نفيل بن وهب : او از كسانى است كه در مكّه رسول خدا ( ص ) را مورد آزارهاى سخت قرار مىداد و حتى هنگامى كه عبّاس فاطمه زهرا ( س ) و امّ كلثوم را براى رفتن به مدينه و پيوستن به رسول اكرم ( ص ) آماده كرده و بر مركب نشانده بود شترى را كه آن دو بر آن سوار بودند بر زمين نشاند و آن دو از روى شتر افتادند .
پس از آن كه قتل او از سوى پيامبر ( ص ) مجاز اعلام شد على ( ع ) او را به قتل رساند .
د : مقبس بن صبابه : او نيز از كسانى است كه اسلام آورده ، سپس مرتد شد ، سپس از مسلمانى ديه گرفت و آنگاه همان مسلمان را كه برادرش را كشته بود به قتل رساند . ماجرا نيز از اين قرار بود كه در پى غزوه بنى المطلق برادر او كه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: حسين صابري
ص٢٩٨