تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
نكشيدند و چون پس از بيست سال كشمكش سرانجام آن مردم مغلوب و او پيروز شد ، آن سان كه سياستمداران اين عصر مىگويند : « واى به حال شكست خوردگان » چنين تهديدى عليه آنان بر زبان نياورد و بلكه به زبان حال چنين گفت كه : « برادران را خير مقدم و خوشامد باد . آنچه گذشته مورد عفو است و اگر از آن عقيده و كردار كه داريد دست برداريد خداوند گذشتهء شما را خواهد آمرزيد » . هنگامى كه مردم به صف ايستاده در انتظار آن بودند كه آن حضرت چه خواهد گفت فرمود : « اى جماعت قريش ، آيا گمان داريد كه با شما چه خواهم كرد ؟ » گفتند : « تو برادرى بزرگوار و فرزند برادرى بزرگوارى » و او فرمود : « امروز همان سخن را با شما مىگويم كه يوسف به برادرانش گفت « امروز هيچ ايرادى بر شما نيست و خداوند شما را بيامرزد » برويد كه همه آزاد شدگانيد » . از ديگر جلوه‌هاى رحمت و مداراى رسول خدا ( ص ) با مكيّان باز گرداندن كليد كعبه به عثمان بن طلحه است . كليد كعبه قبل از فتح مكّه و قبل از آن كه عثمان مسلمان شود در اختيار او قرار داشت . بعد از آن كه مكّه فتح شد و وى نيز اسلام آورد با آن كه على ( ع ) از رسول خدا ( ص ) خواست كليد دارى كعبه را نيز در كنار منصب آب دادن حاجيان در اختيار بنى هاشم قرار دهد ، آن حضرت كليد را مجدّدا در اختيار عثمان قرار داد و به وى فرمود : « امروز روز نيكى و وفادارى است » . ابن سعد در الطبقات الكبير به نقل از عثمان بن طلحه چنين آورده است : « ما در زمان جاهليّت روزهاى دوشنبه و پنجشنبه در كعبه را مىگشوديم . روزى [ در همان زمان ] رسول خدا ( ص ) به قصد ورود به كعبه به همراه ديگر مردم به مسجد الحرام آمد ، من با او تندى كردم و سخنى ناروا نيز به وى گفتم . امّا او با بردبارى با من برخورد كرد و فرمود : « اى عثمان ، شايد روزى اين كليد را در دست من ببينى و من آن روز آن را به هر كه خواهم دهم » . احتمالا اين ماجرا قبل از هجرت به مدينه و در همان زمانى بوده است كه مشركان به آزار مؤمنان مىپرداختند و حتّى رسول خدا ( ص ) در آنچه حق همگان