ببندد در امان خواهد بود » به صورت كامل جز اين مورد به اجرا گذاشته شد .
روايت شده است كه دو تن از بستگان شوهر ام هانى - دختر ابو طالب و خواهر على ( ع ) - به خانهء خود نرفته و در بر روى خويش نبسته بودند . به همين سبب على ( ع ) به تعقيب آن دو پرداخت تا آنان را به قتل برساند . امّا آن دو به خانهء ام هانى گريخته در آنجا پناه گرفتند . امّا از آنجا كه على ( ع ) قصد كشتن آن دو را داشت هنگامى كه ام هانى با اصرار آن حضرت بر اين امر مواجه شد به سوى رسول خدا ( ص ) كه در بخش بالاى مكّه بود رفت . وى آن حضرت را در حال غسل كردن ديد و مشاهده كرد كه فاطمه ( س ) دختر او در هنگام غسل كردن او را با لباسى از ديد ديگران پوشانده است . وى همچنين شاهد آن بود كه آن حضرت پس از غسل جامهء خويش را گرفت و به خود پيچاند و آنگاه هشت ركعت نماز به جاى آورد و پس از همهء اينها به سراغ ام هانى آمد و فرمود : « ام هانى خوش آمدى ! چه چيز باعث شده است به اينجا بيايى ؟ » ام هانى در پاسخ ماجراى آن دو مرد و اصرار على ( ع ) را به عرض رساند و آن حضرت فرمود : « هر كه را تو پناه دادهاى پناه مىدهيم و هر كه را امان بخشيدهاى در امان مىداريم . پس على ( ع ) آن دو را نكشت » .
ورود به مسجد الحرام
635 - رسول خدا ( ص ) پس از آن كه پرچم خويش را در جحون به اهتزاز در آورد ، در حالى كه مهاجران و انصار او را از هر سوى در ميان گرفته بودند وارد مسجد الحرام شد و به سوى حجر الاسود رفت ، آن را استلام كرد و سپس به طواف كعبه پرداخت ، در حالى كه سيصد و شصت بت پيرامون كعبه آويزان و به هم بسته شده بود و آن حضرت با كمانى كه در دست داشت بر آن بتان مىزد و مىفرمود :
« حق آمد و باطل رفت كه باطل رفتنى است و باطل ديگر نه سر بر مىآورد و نه بر مى گردد » . با ضربات رسول خدا ( ص ) بر آن بتان بتها يكى پس از ديگرى به رو فرو مىافتاد تا هنگامى كه كعبه از همهء آنها پاكسازى شد .