تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
گفتنى است كه پس از اسلام آوردن ابو قحافه پيامبر مسلمانى او را به ابو بكر تبريك گفت .

درگيريهايى در اطراف مكّه

633 - رسول خدا ( ص ) سپاهيان را از جنگ نهى فرمود ، امّا آنان را از دفاع باز نداشت . پيش از اين گفته شد كه مردم مكّه راه مسالمت و صلح را برگزيدند و به رسول خدا ( ص ) اطمينان كردند ، جز گروهى اندك كه همچنان بر جاهليّت خود باقى مانده طعم شيرين ايمان را نچشيده بودند و يا چنان كينه‌اى نهفته و علاقه‌اى به انتقام گرفتن بر دلهاى آنان سايه افكنده بود كه ديگر صلح را نمىخواستند ، بلكه خواهان جنگ و دشمنى بودند . آنان تحت تأثير قدرت اسلام قرار نگرفتند و بلكه همانطور كه خود و پدرانشان در آغاز دعوت حق به انكار آن پرداخته بودند اين قدرت انكار كردند . اين دشمنان افراطى و تندرو با بنى بكر يعنى همان گروهى كه عهد شكنى و خيانت آنان موجبات نقض پيمان صلح را فراهم آورده بود همدست شدند و در منطقهء خندمه دست به تجمّع زدند و چون خالد بن وليد و سپاهيان تحت امر او بدان نقطه رسيدند بارانى از تير را بر سر آنان فرود آوردند و بدين ترتيب خالد ناگزير شد به منظور بر هم زدن تجمّع اين گروه اندك كه بر هم زدن اجتماع آنان آسان بود با آنان به نبرد بپردازد . امّا اين گروه نافرمان زمام اسبان خود را دركشيده ، به مقاومت پرداختند و با انتخاب ماندن از اين كه بگريزند خوددارى ورزيدند و بدين ترتيب به قتل رسيدند . امّا از افراد تحت امر خالد تنها دو نفر كه ظاهرا از بقيّه جدا و گم شده بودند و دشمن توانسته بود بر آنان دست يابد به قتل رسيدند . از كسانى كه در اين گروه نافرمان كه سپاهيان خالد را آماج تيرهاى خود قرار دادند به چشم مىخوردند مىتوان از صفوان بن اميّه و عكرمة بن ابى جهل نام برد