تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
على ( ع ) همان كسى است كه پرچم را از سعد گرفت و بنابراين قاعدة بايد پرچم به خود او سپرده شده باشد ، در حالى كه به نظر نگارنده شايد درست آن باشد كه على ( ع ) پرچم را از سعد گرفت و زبير به فرمان رسول خدا ( ص ) آن را در اختيار قيس پسر سعد قرار داد و بدين ترتيب همه اين سه روايت با يكديگر تلاقى و سازگارى مىيابند و بر اين اساس سرانجام پرچم انصار در اختيار قيس بن سعد قرار گرفته است .

ورود رسول خدا ( ص ) به مكّه

631 - رسول خدا ( ص ) وارد مكّه شد در حالى كه پرچمى سفيد داشت و عمامه‌اى مشكى بر سر گذاشته بود و سوار بر شتر خويش سورهء فتح را با اوايى خوش و با معانى والاى آن بر لب داشت . او به عنوان تواضع در پيشگاه خداوند سر خويش را فرو آورده بود . چون به ذى طوى رسيد به عنوان احترام در حالى كه پيشانى بندى قرمز بر پيشانى بسته بود بر روى شتر ايستاد . او چندان سر خويش را براى تواضع و به پاس كرامتى كه خداوند در فتح به او بخشيده بود فرو مىآورد كه تقريبا محاسن مباركش به روى زانوهايش مىرسيد . روايت شده است كه در روز فتح مكّه مردى با رسول خدا ( ص ) سخن گفت و در اين هنگام ترس او را گرفت . امّا آن پيامبرى كه تواضع بر عزّت او و عزّت و قدرت وى بر تواضعش مىافزود به او فرمود : « بر خود سخت مگير كه من نيز جز فرزند زنى از همين قريش كه قديد [ گوشت خشك شده ] مىخورد نيستم » . آرى عزّتمند بزرگوار چنين است كه قدرت جز بر تواضع او نمىافزايد ، چنان كه ابن كثير در اين باره مىگويد : « اين نمونه‌اى از تواضع و فروتنى پيامبر در هنگام ورود به مكّه آن هم در رأس آن سپاه انبوه با شكوه و درست بر خلاف آن كردارى است كه سبك خردان بنى اسرائيل در پيش گرفتند و چون به آنان گفته شد به ركوع از در بيت المقدس