نمىآورد خشنود شدهاى و چيزى براى ما آوردهاى كه نه تو را سودى مىبخشد و مشكلى از تو حل مىكند و نه از ما ؛ بلكه على ( ع ) تو را به بازى گرفته است . به خداوند سوگند نه اين امانى كه تو گرفتهاى جارى و معتبر است و اين نيز كه از آنان پناه خواستهاى يك مسألهء بىارزش است » .
حتّى هنگامى كه ابو سفيان ماجراى اين سفر را به همسرش گفت او در پاسخ وى اظهار داشت : « چه زشت فرستادهاى براى مردم خود هستى كه هيچ خيرى براى آنان نياوردهاى ! » .
آمادگى براى فتح
626 - در چنين شرايطى كه به بيان آن پرداختيم جنگ عليه مشركان قريش يك مسألهء گريز ناپذير بود .
روايت شده است كه پس از عملكرد قريش در قبال كسانى كه در پيمان رسول خدا ( ص ) بودند آن حضرت عزم آن كرد كه براى فتح نهايى به سوى مكّه حركت كند . آنچنان كه روايت شده است رسول اكرم ( ص ) سه بار فرمود : « به خدا سوگند با قريش خواهم جنگيد » .
بدين ترتيب پيامبر ( ص ) به اصحاب خود فرمان آماده باش داد و از آنان خواست خود را براى حركت به سوى مكّه آماده كنند و آنگاه فرمود : « پروردگارا اخبار اين ماجرا را از قريش دور بدار و جاسوسان آنان را از اين امر بىاطّلاع ساز تا در سرزمين قريش آنان را به نبرد خواهيم » .
در اين ميان يكى از صحابه كه در بدر نيز حضور داشت و از مجاهدات فراوانى برخوردار بود مرتكب اشتباهى شد كه در عرف نظامى بايد آن را يك گناه و يك خيانت ناميد ، امّا رسول خدا ( ص ) پس از خنثى كردن كار او با آن وسعت نظر و سعهء صدرى كه داشت او را عفو فرمود .
ماجرا از اين قرار بود كه در همان حال كه رسول خدا ( ص ) به درگاه خداوند