نامهء رسول خدا ( ص ) به هوذه
619 - رسول خدا ( ص ) به وسيلهء سليط بن عمرو عامرى نامهاى بدين شرح براى حاكم يمامه هوذة بن على فرستاد :
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از محمّد رسول خدا به هوذة بن على سلام بر هر كس كه از هدايت پيروى كند . بدان كه دين من تا آخرين سرزمينى كه اسبان و شتران بتازند پيش خواهد رفت . اسلام بياور تا در امان باشى و آنچه را در حوزهء نفوذ خوددارى به تو واگذار كنم » .
پس از آن كه سليط به حضور هوذه رسيد ، وى او را گرامى داشت و در بر خود جاى داد و آنگاه نامهء مهر شدهء رسول خدا ( ص ) را گرفت و خواند و پس از آن پاسخى به آن حضرت نوشت كه در آن چنين آمده بود : « چه نيكو و چه زيباست آنچه بدان فرا مىخوانى ! اعراب از موقعيّت من بيم دارند . پس اختياراتى به من بده تا از تو پيروى كنم » .
هوذه همچنين هدايايى به فرستادهء رسول خدا ( ص ) بخشيد و جامههايى از پارچهء هجر بر او پوشاند .
اين فرستاده به حضور رسول اكرم ( ص ) بازگشت و پاسخ هوذه و هداياى او را نيز آورد . هنگامى كه پيامبر ( ص ) نامهء او را خواند از اين كه بخشى از سرزمينها را به او واگذار كند امتناع فرمود .
پس از فتح مكّه بود كه رسول خدا ( ص ) از طريق وحى اطّلاع يافت كه هوذه پر طمع مرده است . آن حضرت در اين هنگام مردم يمامه را مذمّت كرد و فرمود : « هان كه در آن سرزمين دروغگويى بر خواهد خاست كه دروغش به قتل او خواهد انجاميد » . يكى از صحابه با شنيدن اين سخن گفت : « چه كسى او را