ب : اين مكاتبات ميزان انتشار دعوت اسلامى در اقطار عالم و نيز ميزان ايمان مردم و استقبال آنان از آن را نشان مىدهد ، آن سان كه مشاهده كرديم برخى از اين سران در همان آغاز ، دعوت به اسلام را پذيرفتند ، برخى چون ابن ساوى به اسلام پاسخ مثبت گفته ، از حكم شرعى كسانى از مجوس و يهوديان كه در سايهء حكومت آنان به سر مىبرند پرسش كردند و برخى چون حكمران يمامه در آغاز در پيروى از آن حضرت ترديد داشته و سرانجام به همراه قوم خود اين دين را مورد پذيرش قرار دادند .
ج : در جريان پاسخ سران به اين نامهها مشاهده مىكنيم كه اميران عرب يا اكثر آنها بيش از ديگران تمايل و آمادگى داشتند به دعوت پاسخ دهند و پس از آنها مسيحيان - بويژه كسانى از آنان كه از علم كتاب برخوردار و به مطالعه و بررسى مسيحيّت اصيل و اوّليّه پرداخته بودند و در تاريخ نيز چندان ناشناخته نيستند - از سختگيرى و قلدرى دور تر و به پاسخ گفتن به دعوت پيامبر نزديكتر بودند .
كوتاه سخن دربارهء نامهها آن كه در اين زمان اسلام و دعوت اسلامى همهء سرزمينهاى عربى را فرا گرفته بود و اگر پس از اين زمان شاهد اعزام گروههايى از مجاهدين از سوى رسول خدا ( ص ) هستيم - جز معدودى از موارد - همه به هدف آموختن اسلام به آنان صورت مىگرفت ، آن سان كه در بحث از جنگهاى رسول خدا ( ص ) در يمن به فرماندهى على بن ابى طالب ( ع ) و معاذ بن حبل شاهد اين حقيقت خواهيم بود . در اين سرزمين مردم خيلى زود به اسلام پاسخ مثبت دادند و در اين پاسخ صادق نيز بودند و به دليل همان علم و آگاهى قبلى كه در ميان آنان وجود داشت از آن پس نيز هيچ حركت ارتدادى در ميان آنان صورت نگرفت .
احكام اهل ذمّه
621 - هنگامى كه منذر بن ساوى از رسول خدا ( ص ) دربارهء حكم يهوديان و