تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
پرداخت آن خوددارى ورزيده است جنگ به پا كند ، چرا كه اين اقدام نجاشى بدان سبب صورت مىگرفت كه به دين تازه درآمده و دست كم تمايل خود به اسلام و اين عقيده را كه اين دين ، بر حق است ابراز داشته و اين حقيقت را در وصيّت خود به جانشين خويش نيز اظهار داشته بود . به هر حال صرف نظر از بحث دربارهء اسلام نجاشى در اين روايت هرقل در چهره مردى آزاد انديش ظهور كرده است كه به آزادى عقيده و دين احترام مىگذارد و خود نيز بدان ارج مىنهد . ه : در اين روايت نكته‌اى است و از آن چنين بر مىآيد كه اين نامه پس از فتح مكّه فرستاده شده است ، چرا كه وقتى جيفر درباره واكنش و موضع قريش در قبال اين دين پرسيد عمرو عاص در پاسخ گفت آنان يا از روى رغبت و يا از سر ناچارى اسلام آورده‌اند . اين گفته به آن چيزى اشاره دارد كه بىترديد پس از فتح مكّه صورت پذيرفت . و : از اين روايت استفاده مىشود كه عمرو بن عاص مردى هوشمند و بسيار تيزهوش بود كه نخست از طريق برادر كوچكتر وارد شد و به وسيلهء او برادر بزرگتر را به پذيرش اسلام قانع كرد . ز : از اين ماجرا برمىآيد كه عمرو عاص بدان سبب كه اطرافيان جيفر او را از نشستن منع كرده بودند و شايد نيز به علّت نخوت خاص عربى در هنگام سخن گفتن با امير لحنى شديد داشت و در حالى كه ايستاده بود نامه رسول خدا ( ص ) را تسليم او كرد و هيچ خوارى و ذلّتى را پذيرا نشد . البتّه چنين برخوردى هيچ مشكلى در آماده كردن او براى پذيرش اسلام به وجود نمىآورد ، زيرا عمرو عاص از طريق برادر كوچكتر كه موضعى نرمتر و بدور از خشونت داشت او را براى اين امر آماده مىساخت . ح : بالاخره اين روايت حاكى از آن است كه رسول خدا ( ص ) در گير و دار جنگهاى خود و در كنار مشكلات تدبير و اداره حكومت هرگز از دعوت به اسلام فروگذار نمىكرد و از آن خستگى به خود راه نمىداد .