رسول خدا ( ص ) نظارت بر اين دختر را رها نكرد تا زمانى كه خود او را به ازدواج سلمة بن ابى سلمه در آورد .
اين ماجرا از احكام فقهى چندى در زمينه حضانت و سرپرستى كودكان و در ولايت تزويج حكايت مىكند :
الف : اين ماجرا در زمينهء حضانت و سرپرستى حاكى از آن است كه بايد حضانت در اختيار فردى محرم از خويشاوندان قرار داده شود . به همين دليل نيز عمّاره در اختيار جعفر قرار داده شد كه عمو زادهء عمّاره و همسرش نيز خاله او بود و بدين ترتيب وى نمىتوانست با عمّاره ازدواج كند .
ب : ولىّ ازدواج لزوما نبايد يك محرم باشد ، آن سان كه در اين ماجرا رسول خدا ( ص ) كه از محارم عمّاره نبود او را همسر داد .
ج : هنگامى كه اولياى زن همه در يك مرتبه قرار داشته باشند آن كه از همه با فضيلتتر است زن را همسر مىدهد ، آن گونه كه در اين ماجرا با آن كه رسول خدا ( ص ) ، على ( ع ) و جعفر هر سه عمو زادگان آن دختر بودند رسول اكرم ( ص ) او را همسر داد .
د : وقتى پدر و جدّ دختر نباشند نزديكترين خويشاوندى كه به او دسترسى هست عهدهدار ولايت ازدواج خواهند شد ، آن سان كه در اين رخداد با آن كه عبّاس ، كه آن زمان اسلام آورده بود ، عموى آن دختر و از ديگران كه عمو زادههاى او به شمار مىرفتند به او نزديكتر بود ، امّا به دليل غيبت او با فضيلتترين خويشاوند مرتبهء بعد يعنى رسول خدا ( ص ) ولايت ازدواج او را بر عهده گرفت .
سريّه ابن ابى العوجاء سلمى
594 - رسول خدا ( ص ) هرگز از دعوت به اسلام روى گردان و خسته نمىشد ، زيرا اين رسالت و مأموريّت او بود . وى مردم را به اسلام فرا مىخواند و در همان مدّت اندكى كه در مكّه بود دلهاى مردمان را به خود نزديك و مأنوس