تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
آن رؤيا را حقيقة بر رسول خود راست آورد كه اگر خدا بخواهد در امنيّت و آرامش و در حالى كه سرهاى خويش را مىتراشيد و تقصير مىكنيد و از هيچ چيز بيمى نداريد به مسجد الحرام در مىآييد . خداوند آنچه را نمىدانيد مىداند و قبل از تحقّق اين براى شما فتحى نزديك قرار داد . او همان است كه رسول خود را با پيام هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همهء دينها چيره سازد و خداوند به عنوان گواه بسنده است . محمّد ( ص ) رسول خداست و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير و با همديگر مهربانند و آنان را در سجده و ركوع مىبينى و در پى فضل خداوند و خشنودى اويند و نشانى ايمان آنان بر اثر سجده‌ها بر پيشانى آنان است . اين مثل آنان در تورات و مثل آنان در انجيل است كه به سان گياهى هستند كه بوته‌اش از خاك بيرون آيد و خود را استوار كند و ستبر گردد و بر روى پاى خويش بايستد آن سان كه كشاورزان را شگفت زده كند و بدين سان نهال مؤمنان ستبر شد تا كافران از آنان به خشم آيند . خداوند كسانى از آنان را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند آمرزش و نيز پاداش بزرگ وعده كرده است » « 6 » .

يك رخداد فقهى

593 - عمّاره دختر حمزه سيد الشّهداء به همراه مادرش سلمى دختر عميس در مكّه اقامت داشت . هنگامى كه حويطب به همراه تنى چند از قريش نزد رسول خدا ( ص ) رفتند و خواستار خروج آن حضرت از مكّه شدند ، گروهى نيز نزد على ( ع ) آمدند و گفتند : « به دوستت بگو از ميان ما برو كه مدّت اقامتت پايان يافته است » . چون پيامبر ( ص ) و على ( ع ) نيز به همراه او قصد ترك مكّه را كردند عمّاره در پى على ( ع ) روانه شد و فرياد مىزد : « عمو ، عمو » . على ( ع ) نيز دست او را گرفت و آنگاه به فاطمه ( س ) گفت : « مراقب دختر عموى خود نيز باش » . آن حضرت سپس به رسول خدا ( ص ) نيز گفت : « چرا بايد دختر عموى خود را در
هامش
( 6 ) فتح / 29 - 27 .