تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
دوستى با آنان به وجود آورد ، هر چند مخاطب اسلام دلهاى سختى بود كه به نداى محبّت و دوستى پاسخى نشان نمىدادند امّا با اين وجود عاقلانى در ميان آن مردم بودند كه دعوت حق به دلهاى آنان راه يافته اسلام را در حال رشد و شكوفايى و برترى مىديدند و اين حقيقت را از طريق زبان زور ، زبان هدايت و زبان عقل دريافته بودند و به هر حال پرده از مقابل ديدگان آنها كنار رفته و حقيقت آشكار براى آنان نمايان شده بود . از اين گروه و در رأس همه مىتوان خالد بن وليد را نام برد ، مردى كه از آن پس به حق شمشير اسلام نام گرفت ، هر چند به رتبهء مجاهدان پيشتاز و پيشگام نمىرسيد ، چه آزمايش آن هنگام آزمايش بود كه همهء قدرتها عليه اسلام دست به دست هم داده بودند . خالد كه خود را متمايل به دعوت رسول خدا ( ص ) و روى گردان از شرك مىديد به اين نتيجه رسيده بود كه بىهدف در راه دفاع از شرك و مشركان به آب و آتش مىزند . اكنون رشتهء سخن را آن گونه كه در البداية و النهايه به نقل از واقدى آمده است به خالد بن وليد مىسپاريم تا نحوهء اسلام آوردن خود را بگويد : « چون خداوند خير و سعادت را براى من اراده كرد اسلام را در دلم جاى داد و سر عقل آمدم و گفتم : « من در همهء اين نبردها عليه محمّد ( ص ) حضور يافته و شاهد هيچ نبردى نبوده‌ام مگر آن كه در حالى از آن بيرون آمده‌ام كه مىديدم كارى نابجا كرده‌ام و سرانجام محمّد ( ص ) پيروز خواهد شد » . هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به قصد حديبيّه بيرون آمد ، من در رأس سواران مشركين بيرون رفتم و در عسفان با رسول خدا ( ص ) كه به همراه اصحابش بود ملاقات كردم و راه را بر او بستم و در مقابل او اردو زدم . هنگام ظهر كه شد او به همراه اصحاب خود به نماز ايستاد . در اين ميان ما قصد داشتيم در حال نماز بر او يورش بريم ، امّا نتوانستيم تصميمى قاطع در اين باره بگيريم - و خير نيز در همين بود - در اين زمان او از انديشه‌اى كه در سر ما بود آگاهى يافت و همراه با اصحاب خود نماز خوف به جاى