تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
در اينجا مشاهده مىكنيم كه اسلام بار سنگين بر دوش پيروان خود نمىنهد و در تكاليفى كه متوجّه آنان مىسازد قدرت و توان آنان را هم در نظر مىگيرد . واقدى در مورد ادامهء مراسم مسلمانان چنين مىگويد : « چون رسول خدا ( ص ) آيين طواف و عبادت خود را در عمرة القضاء به پايان برد به خانهء كعبه وارد شد و در آنجا ماند تا زمانى كه بلال كه قبلا در اين باره به او فرمان داده بود بر بالاى بام كعبه اذان گفت . در اين هنگام از ميان مشركانى كه در آن اطراف بودند عكرمة بن ابى جهل گفت : « خداوند ابو الحكم [ ابو جهل ] را گرامى داشت و بر او منّت نهاد كه مرد و نشنيد كه اين برده چه مىگويد ! » صفوان بن اميّه نيز گفت : « سپاس خداوندى را كه پدرم را قبل از اين كه شاهد اين ماجرا باشد برد » . خالد بن اسيد هم گفت : « سپاس خداوندى را كه پدرم را ميراند و او شاهد ماجراى امروز نشد تا ببيند بلال برخاسته بر بالاى بام كعبه عرعر مىكند ! » . در اين ميان سهيل بن عمرو و ديگر كسانى كه همراه او بودند نيز با شنيدن صداى اذان صورت خود را پوشاندند » « 5 » . بدين ترتيب خداوند پيامبر خود و مسلمانان را پس از يك دوران ستمديدگى پيروز ساخت و مسلمانان با ايمان خود مشركان را به خشم آوردند . پيامبر اكرم ( ص ) سه روز در مكّه باقى ماند و مراسم عمره را به جاى آورد و خود و اصحابش از ثواب مجاورت كعبه برخوردار شدند و اين در حالى بود كه قريش غرق در خشم و دل افسردگى شدند ، چرا كه مىديدند دعوت و شعار توحيد به درون مكّه راه يافته و آنان خود شاهد آنند و هيچ كارى نيز در مقابل آن نمىتوانند انجام دهند . در روز سوّم دو خواست مخالف يكديگر خود را نشان داد : خواستى از سر مهر و محبّت از سوى رسول خدا ( ص ) و خواستى ناشى از جهل و كينه و دشمنى ، چه در اين روز رسول خدا ( ص ) خواهان آن بود وليمه‌اى در مكّه بر پا كند و همهء مسلمان و مشرك - در آن حاضر شوند و اين نقطهء شروعى بر صلحى پايدار ميان
هامش
( 5 ) - همان ، ص 232 - م .