تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
هجرت واداشته آن است كه پس از گذشت مدّتها از اين جريان يهوديان مدّعى شدند كه رسول خدا ( ص ) در خيبر با آنان قرارداد جزيه منعقد ساخته است . آنها براى اثبات اين مدّعاى خود سندى را ارائه كردند كه از هر جهت دروغ و ساختگى است و دلايل دروغ بودن خود را در درون خويش دارد . ماجرا از اين قرار بود كه در عصر ابن تيميّه ، در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجرى قمرى اين سند در ميان كسانى كه از سنّت و سيره چندان اطّلاعى نداشتند مطرح شد تا آنجا كه برخى از علما يا كارگزاران از ابن تيميّه خواستند مواردى را كه مشمول اين سند است مشخّص سازند و خواهان تلاش در اجراى آن به نفع يهوديان شوند تا آنان در جزيرة العرب در همان جايگاه نخست خود دوباره سكونت كنند شايد نيز در اين رهگذر آنان مىخواستند به پايگاهى در درون جزيرة - العرب دسترسى پيدا كنند . اما ابن تيميّه براى افشاى اين سند جعلى و روشن كردن ساختگى بودن آن دست به كار شد و ده دليل - كه برخى نيز از خود آن سند گرفته شده - براى دروغ بودن آن اقامه كرد ، از جمله آنها عبارتند از : الف : در اين نوشته به ادّعاى يهوديان گواهى گروهى از صحابه از جمله سعد بن معاذ وجود دارد و اين در حالى است كه وى در جريان غزوهء احزاب هدف تير قرار گرفت و پس از ماجراى يهود بنى قريظه بدرود حيات گفت و اين دو رخداد دو سال قبل از ماجراى خيبر صورت گرفته است . ب : در اين نوشته آمده است كه رسول خدا ( ص ) بيگارى و پرداخت « مكس » « 47 » را از يهوديان برداشت . اين در حالى است كه در زمان رسول خدا ( ص ) چنين چيزى اصلا وجود نداشت و شناخته شده نبود و خداوند رسول خود و سلف صالح را از دامن آلودن به آن دور ساخته بود و بعدها ستمگران و پادشاهان بدكار
هامش
( 47 ) مقصود از مكس نوعى عوارض است كه به هنگام معامله روى كالا از طرفين معامله گرفته مىشد و اين كار از سوى دولت انجام مىگرفت - م .