تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
چنين مفاهيم و شيوه‌هايى را به وجود آوردند . بنابراين تصريح به برداشته شدن بيگارى و پرداخت « مكس » از يهوديان خود گواهى بر جعل آن نوشته و در دوران پس از رسول اكرم ( ص ) است . ج : از چنين نوشته‌اى در سيرهء رسول خدا ( ص ) و نيز در سيرهء هيچ يك از اصحاب او اثرى به چشم نمىخورد . د : چنين سندى از سوى هيچ كدام از علماى علم حديث در صحاح و سنن و ديگر منابع حديثى ذكر نشده و حتّى در كتبى كه روايات جعلى را گرد آورده نيز اثرى از آن وجود ندارد . همچنين هيچ يك از فقها در آثار فقهى خود از چنين نامه‌اى نام نبرده و بنابراين چنين سند يا نامه‌اى دروغى است كه از سوى يهوديان در دوران حاكميّت حاكمان ستمگر ناآگاه بر اسلام بسته شده است ، دروغى كه تا قرن پنجم زمانى كه علوم اسلام در شرف تدوين بود آن را اظهار نكردند . ابن تيميّه در اين باره مىگويد : « در زمان گذشتگان اين دروغ را آشكار نكردند زيرا مىدانستند اگر چنين دروغى را مطرح كنند بطلان آن روشن خواهد شد . امّا هنگامى كه فتنه بر اوضاع مسلّط شد و برخى از حكومتها روى كار آمدند و پاره‌اى از سنّتها پوشيده شد . اين تهمت را ساختند و آن را علنى كردند و در اين ميان طمع ورزى برخى از خائنان به خدا و رسول آنان را همراهى و مساعدت كرد . امّا اين دروغ پنهان نماند و خداوند كار آنان را بر ملا ساخت » . بدين ترتيب مشاهده مىكنيم چگونه يهوديان مدّعى آن شدند كه ساكنان قبلى خيبر پيمان جزيه با رسول خدا ( ص ) داشته‌اند تا بدين وسيله بتوانند در سرزمين حجاز و در اراضى خيبر قرارگاهى براى خود بيابند ، امّا خداوند توطئه آنان را فاش و اميدشان را به يأس مبدّل ساخت . گفتنى است كه يهوديان سند دروغين مورد بحث را يك بار سيصد سال پس از هجرت مطرح كردند و چون كار آن به جايى نرسيد يك بار ديگر نامه‌اى همانند آن در سال هفتصد آشكار ساختند .