در مورد يهوديان تيماء به اجرا گذاشت نظرى مىافكنيم . در البداية و النهايهء ابن كثير چنين آمده است :
« واقدى مىگويد چون خبر فتح خيبر ، فدك و وادى القرى از سوى رسول خدا ( ص ) به يهوديان تيماء رسيد با پرداخت جزيه به مصالحه با رسول اكرم ( ص ) پرداختند و خود اموال خويش را به عنوان جزيه تقديم كردند » .
هر چند اين خبر از واقدى است امّا ذكر آن از سوى ابن كثير آن را تأييد و تقويت مىكند . اين روايت حاكى از آن است كه جزيه بمحض فراغت از خيبر يا قدرى پس از آن بر يهود تيماء فرض گرديد ولى در مورد خيبر اين نظام به اجرا گذاشته نشد بدان دليل كه اين سرزمين به صلح فتح نشده ، بلكه از اراضى فتح شده با نيروى نظامى و به وسيلهء جنگ بود و به همين دليل نيز على القاعده رسول خدا ( ص ) مىبايست يهوديان خيبر را از آن سرزمين بيرون براند ، امّا او چنان نكرد و آنان را بر اساس درخواستشان در آنجا باقى گذاشت و البتّه حق بيرون راندن آنها را ، در هر وقت كه بخواهد ، براى خود محفوظ داشت و عمر نيز بعدها به موجب همين حق آنان را از خيبر اخراج كرد ، چرا كه اوّلا از اين بيم داشت اگر يهوديان با توجّه به قدرت خود در جزيرة العرب بمانند بتوانند سلطه پيدا كنند و ثانيا مىخواست در جزيرة العرب دو دين در كنار هم وجود نداشته باشد .
بدين ترتيب با توجّه به اين مسأله و نيز با توجّه به اين كه آيهء جزيه هنوز نازل نشده بود رسول خدا ( ص ) نظام جزيه را براى يهوديان خيبر اجرا نكرد . امّا دربارهء يهوديان تيماء ، آنان با صلح با پيامبر ( ص ) كنار آمدند و علاوه بر اين در كنارههاى جزيرة العرب و نواحى نزديك به شام به سر مىبردند و به همين دليل نيز رسول خدا ( ص ) آنان را اخراج نكرد و عمر نيز به آن دليل كه اين يهوديان در بخشهاى داخلى شبه جزيره مسكن نداشتند و به آن دليل كه پيامبر ( ص ) حق اخراج آنان را براى حكومت اسلامى محفوظ نداشته بود از اخراج آنان خوددارى ورزيد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: حسين صابري
ص١٦٥