الف : اظهار اطاعت و فرمانبرى از حاكم مسلمان و امام مسلمين از سوى اهل ذمّه ؛ البتّه بىآن كه در دين خود به آنان فشارى وارد شود يا عقايد دينى خود و اصول اعتقاد خود را تغيير دهند و يا ضررى از ناحيهء ديندارى متوجّه آنان شود .
ب : اين جزيه در مقابل واجبات مالى مقرّر بر مسلمانان است تا بدين ترتيب اهل كتاب نيز در ساختن جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند سهيم شوند . در جامعهء اسلامى به حكم اسلام زكات بر مسلمانان واجب مىشود و دولت آن را از مردم مىگيرد و به مصارف معلوم - يعنى در مورد فقيران ، بينوايان ، كارگزاران آن ، كسانى كه دلهايشان بدين وسيله به اسلام نزديك مىشود ، در راه آزادى بردگان ، براى ورشكستگان و بدهكاران ، در راه خدا كه شامل جهاد و همهء مصالح عمومى دولت مىشود و بالاخره براى در راه ماندگان - به مصرف مىرساند و همچنين زكات فطر ، كفّارههاى نذر و سوگند و قتل خطا ، فديهء روزه و كفّارهء روزه فرض مىشود و همهء اين زكاتها و جريمهها در راه از ميان بردن فقر و عوارض آن در جامعه مصرف مىشود . در چنين شرايطى عدالت ايجاب مىكند بر غير مسلمانى نيز كه در سايهء اسلام زندگى مىكند واجباتى مالى در مقابل آنچه بر مسلمانان مقرّر داشته شده است مقرّر داشته شود . به همين دليل است كه حكم جزيه و حكم خراج تشريع شده تا عايدات آن در مصارف عمومى دولت اسلامى كه مسلمانان و اهل كتاب به صورت برابر در سايهء آن زندگى مىكنند و از امكانات آن سود مىبرند خرج شود . به همين سبب است كه مشاهده مىكنيم نيازهاى نيازمندان اهل جزيه از محل درآمد حاصل از جزيه و خراج تأمين مىگردد .
به هر حال ، به سبب دو دليل پيشگفته جزيه بر اهل كتاب مقرّر شده و اين يك نظام عادلانه است كه هيچ خوارى و ذلّتى را براى اهل كتاب در بر ندارد ، بلكه به مفهوم اطاعت و تسليم و سر فرود آوردن در مقابل حكومت و نظام حكومتى با برخوردارى از آزادى عقيده است .
580 - اينك به نظام جزيه آن سان كه پيامبر اكرم ( ص ) براى نخستين بار آن را
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: حسين صابري
ص١٦٤