غزوه شاهد تشريع احكامى اقتصادى از قبيل مزارعه و مساقات هستيم . ثانيا :
بيعهايى در جريان خيبر مورد نهى قرار گرفت كه رواج آن به احتكار آن كالاها كه از حرامهاى آشكار است مىانجاميد و به همين دليل نيز اين گونه كالاها در جريان اين غزوه احكامى يافت كه در پرتو آن احكام داد و ستد آن به هر شكل دلخواه امكان نداشته باشد . اين امر بدان سبب بود كه در جريان اين غزوه راه تجارت گشوده شد و به همين سبب لازم بود اين فعّاليّت جديد اقتصادى در چهارچوب مشخّصى قرار داده شود تا به احتكار كالاهاى مورد نياز مردم نيانجامد .
ب : ربايى كه قويّا مورد تحريم قرار گرفته رباى در قرض يا همان رباى جاهليّت است كه بىهيچ ترديدى به نصّ قرآن كريم حرام شده است . امّا در مورد رباى در داد و ستد تحريم آن تنها با احاديثى - كه در مقايسه با قرآن يقينى نيست - ثابت شده و البتّه سيرهء عملى مسلمين مؤيّد آن است .
گفتنى است كه ابن عبّاس رباى در داد و ستد را قبول نداشت و مىگفت چنين چيزى ثابت نشده است . وى با استناد به فرموده پيامبر ( ص ) مىگفت : « تنها ربا رباى در قرض و همين رباى جاهليّت است » . از احمد بن حنبل نيز در اين باره سؤال شد كه « آن كدامين رباست كه هيچ مسلمانى نمىتواند از آن آگاه نباشد ؟ » و وى نيز در پاسخ گفت : « اين كه مردى به كسى وام دهد و در مقابل مدّتى كه وام در دست اوست بر مبلغى كه از او مىگيرد بيفزايد و هر كس منكر چيزى شود كه از ضروريّات دين دانسته مىشود از دين خارج خواهد بود » .
ج : متأسّفانه بسيارى از كسانى كه دربارهء ربا قلمفرسايى كرده و بدون توجّه به آنچه خداوند بر مردم نازل ساخته به حرمت و حلّيّت فتوا دادهاند و حتّى برخى نيز به مناصبى رسيدهاند كه آنان را در مقابل خدا و خلق نسبت به آنچه اظهار مىدارند مسوؤل ساخته است ميان رباى در داد و ستد و رباى جاهليّت كه به نصّ قرآن تحريم شده در آميخته و از فهم معنى ربا دور ماندهاند و هم خود گمراه شده و هم مردم را به دام گمراهى گرفتار ساختهاند و اين در حالى است كه جهل و ناآگاهى آنان از اين
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: حسين صابري
ص١٦٢