عرف شريعت اسلام . هر يك از اين دو معنا نيز روشن و از يكديگر متمايز است .
الف : معناى لغوى كه مراد همان رباى جاهليّت يا همان رباى در دين است بدين ترتيب كه كسى قرضى از ديگران بگيرد و در مقابل مدّتى كه آن پول در دست اوست مبلغى از او ستانده شود . اين مبلغ رباست و آيات ذيل در مورد آن نازل شده است : « كسانى كه ربا مىخورند برنخيزند . مگر به سان كسى كه شيطان او را به سبب ديوانگى آشفته كرده است . اين به همان سبب است كه آنان گفتند خريد و فروش همانند رباست با آن كه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است . پس هر كس اندرز خداوند به او رسد و از آنچه مىكرده دست بكشد آنچه بگذشته از آن اوست و كار آن با خداست و هر كس نيز [ بدين كار ] بازگردد از اهل دوزخ خواهد بود و در آن جاودان خواهد ماند . خداوند ربا را نابود مىكند و صدقات را بركت مىدهد و افزون مىكند و خداوند هيچ گناهكار ناسپاسى را دوست ندارد . كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و نماز به پاى داشتند براى آنان پاداششان در پيشگاه خداوند خواهد بود و هيچ اندوه و بيمى بر آنان نيست . اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد و آنچه از ربا بر جاى مانده است را رها كنيد ، اگر كه ايمان داريد و اگر اين كار را نكنيد پس با خدا و رسول او اعلام جنگ كنيد و اگر نيز توبه كنيد سرمايههايتان از آنتان خواهد بود و نه ستم خواهيد كرد و نه مورد ستم قرار خواهيد گرفت » . « 43 »
تحريمى كه در مورد اين نوع از ربا وجود دارد عام است و تفاوتى نمىكند كه وامى كه گرفته شده در مصارف عادى هزينه شود يا صرف سرمايه گذارى گردد .
بنابراين كسانى كه ميان ربا در اين دو مورد تفاوت گذاشتهاند احكام قرآنى را آنچنان كه خود مىخواهند تفسير مىكنند و نه آنچنان كه اين آيات گوياى آن است .
ب : معناى اصطلاحى : مراد از آن همان رباى در معامله است كه رسول خدا ( ص ) آن را « ربا » ناميد و از همين جا نيز مىگوييم تسميهء رباى معامله به اين نام
هامش
( 43 ) بقره / 279 - 275 .