تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
آن زمان مسلمانان هنوز تازه از جاهليّت درآمده بودند پيامبر اكرم ( ص ) آن را براى كسانى كه هنوز عادات جاهلى در دل آنان وجود داشت در شرايط ضرورت جنگ مجاز اعلام فرمود و اين در حالى است كه از هيچ يك از مؤمنان راستينى چون على و ابو بكر و عمر [ ! ] و نيز از هيچ يك از مهاجران و انصار و پيشگامان اسلام نرسيده است كه اين روش را تأييد كرده باشند « 33 » ، در حالى كه اين افراد كسانى بودند كه در همه جنگهاى رسول خدا ( ص ) حضور مىيافتند و در ميان آنان كسانى چون على ( ع ) بودند كه از توان بالاى جسمى برخوردار بودند . شايد طرح مشكل عزب بودن تنها از سوى اعراب يا كسانى كه چندان در اسلام ثابت قدم نبوده‌اند مطرح شده باشد . بنابراين نهى از متعه [ به ادّعاى مؤلّف ] به قرآن ثابت شده و نسخ اذن به آن در شرايط ضرورت نيز به سنّت ثابت شده است و اكنون نگارنده با به مبارزه
هامش
( 33 ) قبلا گذشت كه چگونه كسانى از صحابه و تابعين ازدواج موقّت را با خود داشتند يا آن را مجاز مىدانستند . علاوه بر اين ما نسبت به آن جملات نخست مؤلّف مىگوييم چگونه ايشان روا داشته است بگويد آن قدر عادات جاهلى در ميان مردم وجود داشته است كه آن حضرت از يكى از محرّمات قطعى خداوند - به ادّعاى مؤلّف - براى گروهى خاص چشمپوشى كرده است ؟ ! در حالى كه آيات تحريم زنا - كه مؤلّف متعه را نيز نوعى از آن مىداند - در مكّه و سالها قبل نازل شده چگونه پيامبر ( ص ) حرمت قطعى و مؤكّد آن را بارها ناديده گرفته است ؟ در شرايطى كه پيامبر ( ص ) بدون ملاحظه شرايط بت پرستى را تحريم كرده و سرقت و دزدى را ناروا شمرده و حتّى به ادّعاى مؤلّف در همين جريان غزوهء خيبر يكى از مسلمانان شهيد را تنها به آن سبب كه يك رشتهء كم ارزش دو درهمى در ميان اموال او بوده - و آن را از غنيمتى كه شبه حتّى در آن داشته بىاجازه برداشته و در حالى كه بر چنين كارى حد سرقت جارى نمىشود - از شمار شهيدان راه خدا خارج ساخته است و چگونه حكم مسلّم شرع در تحريم زنا و از جمله متعه را - به ادّعاى نويسنده - زير پا گذاشته و يا از اعلام آن ترس داشته است ؟ آيا مىتوان پذيرفت كه تنها براى ضرورتى كوتاه مدّت كه قاعدتا با توجّه به اين كه در زمان فتح خيبر از ميان رفته چندان هم ضرورتى فراگير نبوده است پيامبر كه حافظ شريعت است آيين ثابت شده شرع را كه چندين سال قبل در مكّه تشريع شده و قاعدة مردم به آن خو گرفته‌اند برداشته است ؟ صدها چرا و چگونه ديگر از اين قبيل بر آنچه مؤلّف در صدد به كرسى نشاندن آن است وجود دارد - م .