گرفته ، چرا كه گرفتن دوستان زن در جاهليّت يك عادت و رسم ريشهدار بوده و اين همه تأكيد براى قطع ريشهء آن صادر شده است . امّا از آنجا كه اخبار فراوانى در مورد اذن رسول خدا ( ص ) به متعه وجود دارد ، اگر بخواهيم هر دو امر را بپذيريم - يعنى اذن بدون مطلق يا اذنى در شرايط خاص و به اقتضاى ضرورت جنگ و نيز نهى قاطع حاكى از تحريم ابدى آن - در اين صورت بايد گفت نخستين نهى به منظور بازداشتن كسانى كه قبلا به آنان اجازه داده شده بود و نهىهاى بعدى به منظور نسخ كلّى اذن اوّليّه صورت گرفته است .
علاوه بر اين ، بايد نهى قاطع قرآن كريم از انتخاب درست زن و به عقيدهء مترجم نه نهى از ازدواج موقّت را نيز از نظر دور نساخت نهيى كه يك « عزيمت » و يك « نبايد » است و هيچ تصوّر « رخصت » در آن نمىرود .
572 - اينك جاى بررسى مجدّدى در مسألهء متعه است .
فقهاى اهل سنّت همه بر اين اتفّاق دارند كه چنين چيزى داراى حرمت ابدى و هميشگى است . البتّه تنها از ابن عبّاس روايت شده است كه وى آن را در موارد خاصّى در شرايط ضرورت جنگ مجاز مىدانست و اين نظر مستند به همان چيزى است كه گفته شده است رسول خدا ( ص ) در برخى از جنگهاى خود به سبب مشكل عزب بودن سربازان آن را اجازه فرمود ، هر چند مشخّص نيست كه چنين اجازهاى در كدام جنگ صورت گرفته است .
علاوه بر اين على ( ع ) ابن عبّاس را از اين فتواى خود نهى كرد و براى او روشن ساخت كه پيامبر اكرم ( ص ) از آن نهى كرده است . على ( ع ) به او گفت : « تو به بيراهه رفتهاى . رسول خدا ( ص ) آن را نسخ كرده و به خداوند سوگند ، اگر دو متعه را به حضورم آورند آن دو را سنگسار خواهم كرد » . همچنين روايت شده كه همين ابن عبّاس نيز از فتواى خود مبنى بر جواز متعه برگشت و به منع آن فتوا داد .
افزون بر اين هيچ يك از علماى اهل سنّت چنين رابطهاى را به خاطر ضرورت و به منظور رفع نياز جوانانى كه براى آنها امكان ازدواج نيست جايز
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: حسين صابري
ص١٣٩