قرآن كريم از گرفتن « أخدان » يا دوستان زن به صورت قاطع نهى كرده و اين در حالى است كه متعه چيزى بيش از اين نيست و بنابراين تحريم آن ثابت مىباشد .
هامش
خود دليلى بر يكى بودن اين دو موضوع در صدق عنوان ازدواج بر آنهاست . علاوه بر اين در كلمات قدما و متأخرّين از متعه با لفظ ازدواج موقّت ياد شده است . همچنين نكاح كه در مقابل سفاح به كار رفته لفظى جامع و دربردارنده دو نوع موقّت و دائم است ، چه اين كه در عبارات قدما ، از متعه به عنوان سفاح نام برده نشده و بنابراين لزوما - حدّاقل در تسميه و نامگذارى - بايد در ذيل عنوان نكاح قرار گيرد . ب : متعه در زمان رسول خدا ( ص ) حلال بوده است : در اين باره به پارهاى از رواياتى كه از صحابه رسيده است اشاره مىكنيم : 1 - از جابر بن عبد اللّه روايت شده است كه مىگويد : ما در دروان رسول خدا ( ص ) و ابو بكر در مقابل يك مشت خرما و آرد چند روزى متعه مىگرفتيم » . ( الغدير ، ج 6 ، ص 205 ، به نقل از صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 395 ؛ فتح البارى ، ج 9 ، ص 141 ؛ كنز العمان ، ج 8 ، ص 294 و منابعى ديگر ) . 2 - از على ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « اگر عمر از متعه نهى نمىكرد هيچ كس جز بدبخت زنا نمىكرد » . ( همان ، به نقل از تفسير طبرى ، ج 5 ، ص 9 ؛ تفسير رازى ، ج 3 ، ص 200 ؛ الدر المنثور ، ج 2 ، ص 140 و منابعى ديگر ) . 3 - از ابو سعيد خدرى روايت شده است كه گفت : « ما تا نيمى از دوران خلافت عمر متعه داشتيم » . ( همان ، به نقل از عمدة القارى ، ج 8 ، ص 310 ) 4 - عمران بن حصين مىگويد : « آيهء متعه در كتاب خداوند است و پس از آن هيچ آيهاى نازل نشده است كه آن را نسخ كند . رسول خدا ( ص ) ما را به آن امر فرمود و ما در دوران او متعه داشتيم » . ( همان ، به نقل از صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 474 و تفسير قرطبى ، ج 2 ، ص 365 ) . 5 - هنگامى كه به ابن عبّاس انتقاد شد كه چرا به جواز متعه فتوا مىدهد در پاسخ گفت : « ما از رسول خدا ( ص ) برايتان روايت مىكنيم و شما از ابو بكر و عمر برايمان روايت مىكنيد » . ( همان ، به نقل از زاد المعاد ، ج 1 ، ص 219 ) علاوه بر اين موارد قول به جواز متعه در نزد گروهى از صحابه و ديگران نقل شده است كه از آن جملهاند : عبد اللّه بن مسعود ، عبد اللّه بن عمر ، معاوية بن ابى سفيان ، ابو سعيد خدرى ، سلمة بن امية بن خلف ، زبير بن عوام ، خالد بن مهاجر بن خالد فخرومى ، عمرو بن حريث ، ابى بن كعب ،