تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
جايگزين آن گردد .

غزوهء وادى القرى

553 - در اطراف خيبر يا در نزديكى آن آباديهاى ديگرى براى يهوديان وجود داشت كه شكستهاى پى در پى ساكنان دژهاى خيبر درس عبرتى براى آنان نشده و باد غرور در سر داشتند و در اين پندار باطل بودند كه خواهند توانست بر مسلمانان پيروز شوند . يهوديان وادى افقرى مغرور بودند و از آنچه در خيبر رخ داده بود درس عبرت نگرفته بودند . در چنين شرايطى بود كه سپاه رسول خدا ( ص ) از وادى القرى عبور كرد و در همين زمان يكى از مسلمانان هدف تيرهاى يهوديان قرار گرفت و به قتل رسيد . از سوى ديگر يهوديان وادى القرى به جمع آورى سپاه خود براى رويارويى با پيامبر ( ص ) پرداختند و گروهى از اعراب نيز به آنان پيوستند و بدين ترتيب چاره‌اى جز نبرد عليه آنان كه هم از نظر مردم و هم در پيشگاه خداوند كمتر و ضعيفتر از خيبر و سپاه آن بودند وجود نداشت . رسول خدا ( ص ) سپاه خود را آماده نبرد ساخت ، پرچم اصلى سپاه را به سعد بن عباده و پرچمهايى نيز به حباب بن منذر ، سهل بن حنيف و عباد بن بشر داد و آنگاه به سوى يهوديان پيش رفت و آنان را به اسلام دعوت فرمود و به آنان اطمينان داد كه اگر تسليم شوند حداّقل مال و جان خود را نجات داده‌اند و در آخرت حساب آنان با خداوند خواهد بود . امّا يهوديان به دعوت خدا و رسول او پاسخ مثبت ندادند و جنگ را بر هر راه حل ديگرى برگزيدند و مردى از سپاه آنان به ميدان آمد و هماورد خواست . زبير بن - عوام به نبرد او شتافت و او را كشت . آنگاه مردى ديگر هماورد طلبيد كه او نيز به دست على ( ع ) كشته شد . اين نبرد تن به تن همچنان ادامه يافت تا زمانى كه