خداوند برايش قرار داده بود اطمينان يافت و اسلام حالت تهاجم به خود گرفت و دشمن در مقابل آن سر تسليم فرود مىآورد و اين دين از شوكت و اقتدار آنان مىكاست و در امنيّت كامل همچنان مردم را به حق دعوت مىكرد و به پيش مىرفت و بويژه پس از صلح حديبيّه ، رسول خدا ( ص ) براى مهاجران حبشه پيغام فرستاد تا در ميان مسلمانان حضور يابند و در كنار برادران خود به جهاد با دشمن بپردازند .
رسول اكرم ( ص ) كه از اين راه دور در انديشهء آن مهاجران بود عمرو بن اميّه ضمرى را نزد نجاشى بزرگ فرستاد تا امكان بازگشت مسلمانان مهاجر را فراهم كند . او نيز پس از آن كه مدّتى به خوبى از مسلمانان پذيرايى كرده بود آنان را به وسيلهء دو كشتى برگرداند و آنها در زمانى كه رسول خدا ( ص ) در خيبر بود بر آن حضرت وارد شدند . آنان از تيرهها و خاندانهاى مختلف قريشى و غير قريشى بودند ، ولى على رغم اين اختلاف ، ايمان به خداوند و جهاد و هجرت آنان را با يكديگر متّحد ساخته بود . در ميان اين مهاجران از سفر برگشته جعفر بن ابى طالب به همراه همسرش اسماء بنت عميس حيثميه و فرزندى از آنان به نام عبد اللّه بن جعفر كه در حبشه به دنيا آمده بود از خاندان بنى هاشم ، خالد بن سعيد بن عاص و همسرش و نيز همسرش خالد بن سعيد از خاندان بنى اميّه ، اسود بن نوفل بن خويلد از بنى عبد الدار بن قصى ، حارث بن صخر و همسرش از بنى تيم بن مرّة بن كعب بودند و از ديگر خاندانهاى قريشى و غير قريشى نيز كسانى در ميان مهاجران به چشم مىخوردند .
ابن اسحاق در سيرهء خود نام اين مهاجران از سفر بازگشته را كه شامل شانزده مرد به همراه كودكان خردسال خود كه آنان را به حبشه برده و يا در آنجا به دنيا آمده بودند مىشدند آورده است . از جملهء اين مهاجران مىتوان از ابو موسى اشعرى و عموى او و برادرش ابو برده و نيز گروهى از اشعريّين و همچنين زنان كسانى نام برد كه شوهران آنها در حبشه وفات يافته بودند . بنا به روايت بخارى ابو موسى اشعرى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: حسين صابري
ص١٠٤