خواهم افزود » .
اسماء به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و گفت : « اى پيامبر خدا ، عمر چنين و چنان گفت » . پيامبر پرسيد : « تو در پاسخ او چه گفتى ؟ » گفت : « من در پاسخ چنين و چنان گفتم » . پس آن حضرت فرمود : « هيچ كس از شما به من سزاوارتر نيست . او و دوستان او يك هجرت داشتهاند و شما مسافران كشتى دو هجرت داشتهايد » . « 22 »
اين سخنى است كه ميان صحابه جريان داشت مبنى بر اين كه كدام يك از دو گروه مسلمانان در هجرت بر ديگران پيشى داشته است ؟ آيا كسانى كه به همراه رسول خدا ( ص ) از مكّه به مدينه هجرت كردهاند يا آن كسانى كه از بيم آزار و شكنجه مشركان و براى حفظ دين خود از مكّه به حبشه گريخته و در زمان هجرت به مدينه نتوانسته بودند در كنار رسول اكرم ( ص ) قرار گيرند و دورى و غربت آنان را از هجرتى همراه با پيامبر ( ص ) محروم ساخته بود ؟
اين ميدان رقابت ميان دو گروه از مسلمانان بود ، هر چند هر گروه به جاى خود فضيلتى خاص خويش داشت ، چه ، كسانى كه با پيامبر به مدينه هجرت كرده بودند افتخار جهاد در غزوهها و سريّهها را به دست آورده ، در بدر و احد و بنى - قينقاع و بنى نضير جنگيده بودند . رنج حفر خندق را متحمّل شده و بيم محاصرهء احزاب را ديده بودند ، و سپس به افتخار صبر و خويشتندارى در ميان مبارزه با نفس و نه رو در رويى با دشمن - در ماجراى حديبيّه نايل آمده و سرانجام در بيعت رضوان شركت كرده بودند و مهاجران حبشه نيز به اين افتخار دست يافته كه در غربت و دورى و دور از ديگران بودند و آرزوى شركت در جهاد داشتند و از آن محروم بودند تا هنگامىكه رسول خدا ( ص ) آنان را از اين غربت نجات داد و به سوى او آمدند تا چون ديگر برادران خود بار سنگين جهاد عليه دشمن را بر دوش كشند و بدين ترتيب بلاى غربت و دورى از آنان برداشته شده و جهاد و عزّت و سربلندى
هامش
( 22 ) البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 205 - 206 - م .