ز استاد چو وصف جام جم بشنودم
خود جام جهان نما و عالم بودم
چه ، همچنان كه ماهيّت امكانيه بىمقومات ماهيّت تقرر و تقوّم ندارد ، همچنين وجود حقيقى روح امرى بىمقوم وجود - كه وجوب است - تحقق ندارد . و علم حضورى هر روحى به خود ، علم به مبدأ است به قدر حضور خود براى خود . و ظهور هر وجود براى مدارك ظهور اوست اوّلًا ، كه ظهور او چون ظهور آفتاب است ، و ظهور غير چون ظهور كواكب در روز نسبت به ظهور شمس در انمحا به وجهى . و تعدّد هر حقيقى به تخلَّل غير آن است در آن حقيقت . و در حقيقت وجود صرفِ محيط ، غير عدم است . و تخلَّل شأن وجود است . پس انفصال وجود لطيفهء روحيه از حقيقت وجود حقيقى ، نيست مگر به پندار . چنان كه فرمود : آن خيال ديوار او .
( ( 1082 ) ) بند چشم اوست هم چشم بدش * عين رفع سدّ او گشته سدش
ن 874 16 - ك 296 29
عين رفع سدّ او : مضمون اين ابيات آن است كه بىحجابى حجاب است . و حجاب وجودى نيست . كه وجود همه جا ، نور اوست . پس چگونه وجودى حجاب او شود . و مرجع حجاب ، قصور و ضعف مدارك باشد و شدّت نور او . و فى الدعاء « يا مَن خَفِىَ مِن فَرطِ ظُهُورِه وَاستَتَر لِشُعاعِ نُورِه » .
( ( 1084 ) ) هوش را توزيع كردى بر جهات * مىنيرزد تره اى آن ترهات
ن 874 21 - ك 296 33 توزيع كردى : قال تعالى * ( « تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى » 59 : 14 ( 1 ) . و فى الحديث « يَدُ الله مَعَ الجَماعَةِ » ( 2 ) ، و اَيضاً « اَلمُؤمِنُ وَحدَه جَماعَةٌ » ( 3 ) . مراد اين است كه هِمَمِ متفرقه مؤثر نيست . و از ادراكات متشتته كار ساخته نشود . و بايد يك عزيمت و يك بين شوى . تره : سبزى . سيّما خوردنى ترّهات : بىهوده و كلمات جزافات
( ( 1086 ) ) هين بزن آن شاخ بد را خو كنش * آب ده اين شاخ خوش را نو كنش
ن 875 1 - ك 296 34
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حشر ، آيهء 14 . .
( 2 ) نهج البلاغة ، خطبهء 127 . .
( 3 ) منبع يافت نشد . .